بسم الله الرحمن الرحيم
دركشوري كه خلبان ها رئيس جمهور نمي شوند
مدتي شايد بيش از يك سال است كه تلويزيون بر اساس سياستی خاص كه خواهم گفت، توجهي افراطي به برنامه هاي زنده و پرمخاطب خود دارد و کاش این برنامه ها مثل رازِ استثنایی، رويكردی تخصصي برای انقلاب مظلوم اسلامی مان داشت.
سه نمونه مهم اين برنامه ها 90، هفت، پارك ملت و است.
اختصاص بهترين و بيشترين زمان پخش كانال هاي تلويزيون به اين برنامه ها، دستمايه قرار دادن موضوعات زرد و جنجال برانگيز و مخاطب جمع كن ، اجازه پرده دري و هتاكي به ارزش هاي دين و انقلابي و نه نقد سالم و سازنده ، توجه ويژه مديران صدا و سيما و ازجمله شخص آقاي ضرغامي به تعداد بيننده ها و ميزان مشاركت آنها درپيامك هاي دريافتي و... را كه كنار هم مي گذاري، تفكري منفعت محور، بلند مدت و موج سوارانه مي بيني كه احتمالاً تبلورش دركانديداتوري جناب ضرغامي براي انتخابات رياست جمهوري ديده خواهد شد. اما آقاي ضرغامي بايد ازهمين حالا خودشان را براي جواب دادن به پرسشهاي زيادي آماده كنند.
قيمت اين مردم فريبي و سوء استفاده ازامكانات عمومي چقدر است؟
به آينده و تبعات سياسي – اجتماعي برنامه هايي اينچنين آگاه هستند؟
چرا دركنار گسترش پديده هاي مبتذلي مثل 90 و هفت و پارك ملت، برنامه هاي مهمي چون ديروز امروز فردا تعطيل شد؟
آیا آقاي ضرغامي قرار است چراغ خاموش و با رويه خواص بي بصيرت، مزورانه و با هدف جذب اكثريت + جذب قشر خاكستري حركت كنند؟
رويه برنامه محبوب شما هفت دربرخورد با جشنواره عمّار و درست بعد ازآن دربرخورد با جايزه سياسي گلدن گلوپ به اصغر فرهادي چه بود؟
اين همان تلويزيوني است كه دريك شبكه چند تار موي يك خانم باعث سانسور مي شود اما شبکه دیگر، به بهاي تزویر مديرانش آخرين مدهاي هنرپيشه هاي آمريكايي را نمايش مي دهد؟!!
برادر ضرغامي، اشتباه می کنید اگرفکر کنید كه مردم فريب خواهند خورد. مردمِ با بصیرت تر ازمسؤولان این کشور، این شيوه های شترمرغي را ازهضم رابع هم گذرانده اند. آخرين موردش عاليجناب بيست سالة هميشه پيروز بود و قبل ازاو، تجربه خوش تيپ ترين خلبان دنيا!! فكر مي كنيد اگر آقاي قاليباف اين رويه را كنار گذاشته بود و صادقانه با مردم روبرو مي شد، آراء ش از آن كه شد بيشتر نمي شد؟ مرحبا به مردم كشوري كه درآن خلبان ها رئيس جمهور نمي شوند.
بسم الله الرحمن الرحیم
صدا و سیما بازهم در دام

حدوددوهفته پیش اجلاس سران اتحادیه اروپا برای تصمیم گیری درباره منطقه اقتصادی یورو، بحران های اجتماعی، نارضایتی های عمومی و ... درمقر این اتحادیه برگزار می شد...
نترسید، متن خبر تلویزیون دراین باره را پیاده نکرده ام. اما درخبر آنشب تلویزیون نکته و درحقیقت تناقض عجیبی دیدم که مطمئنم مدیران خبر تلویزیون به آن توجه نداشته اند. بالاخره باید فرقی بین صدا و سیمای فشل ما و امپریالیست های رسانه ای دنیا وجود داشته باشد. چه تأثیر گذاری جهانی دررعایت همین ظرایف است، وگرنه ماهم مثل بیشتر شبکه های تلویزیونی دفتر و دستک و خبرنگار و تجهیزات مدرن تصویری و صوتی و... داریم اما چرا نمی توانیم شیره جانِ رسانه های خبری را بمکیم و تأثیری مطابق حقانیت انقلاب اسلامی برجای گذاریم؟ به گمان من همه درهمین بی هنری ها و کارنابلدی های مدیران و کارکنان رسانه ایمان نهفته است...
شعار بس است. ازموضوع منحرف شدیم.
آنشب خبر تلویزیون با آب و تاب ازبحران دراتحادیه اروپا و به نتیجه نرسیدن مذاکرات این اجلاسیه و ایجاد تزلزل دراروپا و فروپاشی عنقریب آن می گفت و می گفت و... اما همزمان با این آب و تاب چه تصاویری پخش می شد؟!!
تصاویر بسیار زیبایی که تلویزیون های اروپایی با تکنیک تصویر برداری سیال و با استدی کم[1] ازاین اجلاس گرفته بودند و این اولین بار بود که تصاویری اینچنین زیبا و آرامش بخش ازیک رویداد سیاسی می دیدم. مطمئنم دربکاربردن این نوع تصویر برداری که ازنظر فرم شبیه فیلم های فاخر هالیوودی یا مسابقات فوتبال جام جهانی است، تعمد وجود داشته است و همه هدف تیم خبری مراسم، القای آرامش و عدم وجود بحران دراتحادیه اروپا بوده است. آخر چطور می شود تصاویری چنین آرامش بخش و چشم نواز دید و بحران دراروپا را باور کرد؟!
و مثل همیشه وبیشتر بزنگاه های خبری جهان، مثل 11 سپتامبر و جنگ 33 روزه و ... رسانه ما دردام امپریالیسم رسانه ای دنیا افتادند.
[1] - درایران معروف به لرزه گیر. وسیله ای که دوربین را روی آن سوار می کنند تا تصاویری سیال و بدون تکان ثبت شود. یکی ازبهترین نمونه های این تکنیک درمستند ماندگار" خنجر و شقایق" اثر نادر طالب زاده بکاررفته است.
بسم الله الرحمن الرحیم
نکتة باریک ترازمو
1- بیشتر سالهای پس ازانقلاب و دربیشتر حرکت های فرهنگی که ما حزب اللهی ها انجام می دهیم، دفاع دربرابر تهاجم، عنصر اصلی فکر آن کارها را تشکیل می دهد. ما همیشه منتظریم دشمن کاری کند، فیلمی بسازد، مقاله ای، سریالی، کاریکاتوری یا ... که زود مدیران بیلان کاری به فکر پاسخ دندان شکن باشند. غافل ازاینکه بهترین دفاع ها هم همیشه ازتهاجم اولیه عقب ترند و معمولاً انفعالی و باعث ترویج مورد تهاجم و دربیشتر این نوع موارد، سکوت و بایکوت کارآمدتر ازواکنش دفاعی است. اما شکارچی شنبه یک فیلم کاملاً تهاجمی است که پرده ازاسرار ناگفته صهیونیسم جهانی برمی دارد و به قول کارگردانش بیش ازده درصد آنچه را درتحقیق حاصل شده بیان نمی کند. این فیلم و انشاء الله مشابهینش دشمن صهیونیست و جناح سرمایه سالار جهانی را به واکنش وادار خواهد کرد و هرچه واکنش ها تندتر باشد، لخت بودن این پادشاه بیشتر عیان خواهد شد. درست مثل تهاجم رئیس جمهور درباره هولوکاست.
2- کارگردان شکارچی شنبه، شکل روایی درستی را برای فیلم انتخاب کرده است. نماهای به طریقه سیال و دوربین روی دست گرفته شده. این شیوه تاحدودی ضعفهای قصه را می پوشاند وهم به مستند گونگی و باورپذیری فیلم کمک می کند. ضمن اینکه نباید ازبازی خوب و روان نصیریان به سادگی گذر کرد.
3- مشکلات مالی و تنگناهای ساخت فیلمی درشأن این موضوعِ با اهمیت و جهانی، ازسر و روی فیلم می بارد. فیلم کمتر نمای باز دارد و بیشتر درمکان های بسته می گذرد و نماهایی دراستناد به مکان های واقعی درآن دیده نمی شود. آمریکاییها به این دلیل فیلم های تأثیر گذار و جهانی می سازند که اهم و مهم موضوعات را خوب درک می کنند. درهالیوود همیشه بیشتر امکانات فنی ومالی درخدمت کسانی است که فیلم های تهاجمی فکری یا سیاسی می سازند. درست عکس ما که برای آثار سخیف و بی ارزش اینهمه هزینه می کنیم و فیلم های استراتژیکمان را تنها می گذاریم.
4- یک ازمباحث مهم درفضای هنری اینست که مابرای تهاجم و مقابله با دشمن اجازه استفاده ازچه ابزاری داریم و تا چه حد امکان استفاده ازابزار هایی را داریم که آنها ازآن استفاده می کنند. مثلاً درشکارچی شنبه ما به چه اندازه امکان استفاده ازابزار خشونت درقالب تصویر برای نشان دادن میزان وحشی گری صهیونیستها را داریم؟ آیا درفیلمی که نقش اول آن یک پسر بچه است، می توانیم نماهایی را تصویر کنیم که کودکان نمی توانند آنرا ببینند؟ فراتر ازاین، خود هنرپیشه کودک فیلم با دیدن نماهای فیلم، چه حالی پیدا می کند؟ شکارچی شنبه فیلم خشن و سنگینی است که دربرخی نماها سادیستی به نظر می رسد. این اندازه ازخشونت می توانست لااقل با درجه بندی سنی دراکران همراه باشد.
5- درشکارچی شنبه آن چیزی که ابتدا بیش ازهرچیزی جلب توجه می کند، اسم قرآنی با مسمّای فیلم است. اسمی که می توانست فیلم را خصوصاً درجهان اسلام به خوبی بنمایاند. اما چرا شکارچی شنبه جهانی نمی شود و ازمیان اینهمه فیلم های صهیونیستی و ضد صهیونیستی، فقط فهرست شیندلر، گل می کند و جهانی می شود و بعنوان یکی ازبهترین سندهای مظلومیت قلابی دولت جعلی اسرائیل مطرح می شود؟ به گمان من به این دلیل که اسپیلبرگ با هوشمندی تمام، خطی به باریکی مو را انتخاب کرده و جلو می رود و هیچ جا این مو را پاره نمی کند. حتی درصحنه اوج فیلم که یهودیها دراتاق گاززندانی می شوند و همه چیز برای کشتار موعود آمده است، ازدوش های سالن ها، آب بیرون می زند. این ظرافت و بازی با احساسات تماشاگر و نگفتن چیزی که باید گفته شود، درشکارچی شنبه رعایت نشده است. لحن مستقیم گوی فیلم بعضی جاها زیادی تند می رود و به برخی اعتقادات دینی یهودیان هم خدشه وارد می کند. دوست دارم این فیلم را یهودیان ضد صهیونیست هم ببینند، تا واکنش آنها را ببینیم و بشنویم. بهتر بود تفکیک بین یهود و صهیونیسم که جزو اصلی ترین سیاست های ما درمواجه با اسرائیل است، درفیلم رعایت می شد، تا فیلم بهتر بتواند مرزهای داخلی را درنوردیده و حس همذات پنداری دیگر ملل جهان رانیز با خود همراه کند.[1]
[1] - مراجعه کنید به مصاحبه نماینده کلیمیان درمجلس شورای اسلامی
بسم الله الرحمن الرحیم
عیارها
1- ندارها، امروزی شده قصه عیاران است. اما نه قصه ای تقلیدی مثل رابین هود. فیلم به شدت ایرانی است و ازقضا برخلاف بیشتر فیلم های تهرانی سینمای ایران، توی محله های شیک بالای شهر تهران پرسه نمی زند. تهران نوردی فیلم منطقی و درمسیر قصه است. شخصیت ها هم واقعی، ایرانی و بسیار ملموسند. درست مثل فضا ها و خیابان هاو مردم وحتی آدم بد هاو نه مثل فیلم های کیمیایی باسمه ای و مرتجع.
2- ندارها برمحورقصه ای حساب شده وپیش رونده با ساختاری کلاسیک استوار است. سنتی که سال هاست دربیشتر فیلم های سینمای ایران به فراموشی سپرده شده است. این فراموشی تا حدی است که ضد قصه بودن را به پزی روشنفکری درسینما تبدیل کرده است. غافل ازاینکه بیشتر فیلم های ما ضد قصه هم نیستند. ضد قصه بودن ازشناخت درست قصه و ساختار می آید.
3- ندارها قصه ای دین مدار دارد. هرچند شعار نمی دهد و معناگرا بازی درنمی آورد. اوج فضای معنوی فیلم آنجاست که گروه درراه دزدی هایشان یک کاروان زائران کربلا را لخت میکنند. اینجاست که بین سه نفر اختلاف می افتد و درنهایت وسایل زائران را رها می کنند. پس ازاین اتفاق است که سکانس دزدی ازمسؤول فاسد رانتخوار اتفاق می افتد. توالی این دو سکانس هم بسیار درست و بجاست. عیارها، مستضعفین را رها می کنند و به قول فیلم یک وجب ازآسمان سراغ خرپول ها می روند.
4- این سکانس فیلم را ازخنثی بودن بیرون می آورد و بعد سیاسی می دهد. البته ندارها اصولاً فیلم خنثایی نیست. حرف اجتماعی، انتقادی و سیاسی دارد. اما فیلم با وجود لحن تلخ و گزنده اش، راه آسمان را برمخاطب نمی بندد. فضای عمومی و پایان فیلم نه تنها نهیلیست نیست که به شدت شور انگیز و همزمان هشدار دهنده است.
5- ندارها همانطور که خنثی نیست، درعوض زیاد به روز نیست. بازتعریف فقر، استضعاف و ... با تغییر و تحولات سیاسی و اجتماعی سالهای اخیر درایران بسیار متفاوت ازدوران های قبل شده است. دوستی که ازگزارشگران تلویزیون است تعریف می کرد برای تهیه گزارش ازکودکان بی سرپرست به یکی ازمحلات پایین شهر یکی ازشهرهای بزرگ ایران رفته بود. سوژه گزارش خانواده ای بودند که سرپرستشان ازکار افتاده و بسیار فقیر بود. دوست گزارشگرمان می گفت : مادر خانواده بعد ازدقایقی که ازنداری و مشکلاتشان گفته بود، اضافه کرده بود که ما الآن با پول یارانه ها می گذرانیم و همان را هم پس انداز می کنیم که بخشی ازپول دارویمان را تأمین کنیم. این فقط یکی ازتفاوت های جامعه فعلی ما با دوران های قبل است. یعنی حالا ما درجامعه ای زندگی می کنیم که فقر مطلق ازآن رفته است – مگر کسی که هنوز به پول یارانه ها دسترسی ندارد – این درایران خانواده ای وجود ندارد که یارانه بگیرد و بازهم شب را گرسنه بخوابد. – البته این کف سطح معیشتی است که حکومت اسلامی می تواند برای مردمش ایجاد کند. سقف برای ما بسیار بالاتر ازاینهاست. – بگذریم ... منظور ترو تازه بودن فیلم است که درسینمای ما کمتر دیده می شود و این با تاریخ مصرف دار بودن بسیار متفاوت است.
6- ندارها نمونه ای ازیک سینمای سالم اجتماعی هدف دار، موضع دار و دردمند است. چیزی که گمشده سینما و تلویزیون جمهوری اسلامی 1390 است. درهمه سالهای گذشته، بخش بزرگی ازسینما و تلویزیون ما چشم خود را بروی دردهای اجتماعی جامعه بسته است و خود را وقف ازما بهتران و تازه به دوران رسیده های سیری ناپذیر بالای شهرهای بزرگ کرده است. نمونه هایی مثل ریسمان باز و ندارها هم تک خال هایی هستند که هرچند گاه ظهور می کنند و درپیچ و خم بی تدبیری های مسؤولان دراکران گم و بی ثمر می شوند. اکران ندارها درست درزمان سفرهای پایان تابستان که کمترین مخاطب سینا رو وجود دارد، نشانه همین بی تدبیری است.
این مطلب درشماره 54+1 امتداد به چاپ رسید.
بسم الله الرحمن الرحيم
بهترين دفاع حمله است
1- فوتباليست ها مي گويند بهترين دفاع حمله است.
پس ازانقلاب اسلامي و خصوصاً دفاع مقدس رويه كوبنده و هجومي انقلاب اسلامي ازطرف بسياري ازجريانات منتسب به انقلاب اسلامي دنبال نشد. سالها بود كه بچه حزب اللهي ها دائم به اين فكر بودند كه غرب و ديگر دشمنان چه مي كنندتا آنها زود موضع بگيرند و دفاع كنند. – البته هنوز هم بسياري همين شيوه رادارند. – اما ازهمان ابتدارويكرد رهبر انقلاب امام خامنه اي، برخلاف اين تفكر هجومي و استراتژيك بوده است.
2- آ آخرين اين حمله ها دركنفرانس بسيار باشكوه و استثنايي بيداري اسلامي اتفاق افتاد. به تصاوير كه نگاه مي كردم، واژه ولي امر مسلمين برايم بسيار گوش نواز بود. حالا عرصه فرماندهي فرهنگي انقلاب اسلامي به آفاق دور جهان رفته است و رهبر انقلاب اسلامي مانند يك فرمانده استراتژي حركت بعدي انقلابهاي منطقه اي را تعيين مي كنند. يادداشت برداشتنها، گريه ها،خنده ها، روبوسي و دست بوسي هاي مراسم همه گواه اينست كه بخش مهمي ازنخبگان ضد امپرياليست دنيا، تفكر برتر انقلابي شيعه، ذيل تفكر انقلاب اسلامي را با جان و دل قبول كرده اند. كنفرانس بيداري اسلامي ضربه مهلكي به دشمن بود و مدتي طول مي كشد تا گيجي اين ضربه برطرف شود. جاي خوشحالي بسيار دارد. اما به گفته مولايمان اميرالمؤمنين،- نقل به مضمون - ازهيچ امري بسيار خوشحال و بسيارناراحت نشويد.
3- هيچگاه نبايد دشمن را ضعيف و خوار شمرد. تركش هاي اين ضربه گيج كننده بزودي رخ نمود. فرداي سخنان رهبر انقلاب اسلامي، شبكه بي بي سي فارسي اقدام به پخش مستند «خط و نشان رهبر» كرد. مستندي شخصيت پرداز، آرشيوي، بسيار ضعيف و هتاكانه. به گمان من اين مستند آماده بوده و بي بي سي دنبال فرصتي براي پخش آن مي گشته است. تنها نكته اين مستند تأكيد بر نظامي بودن و وجهه اطلاعاتي داشتن رهبر انقلاب است. كه درست همين ها نقطه قوت هرنظام پابرجا و استوار دردنياي امروز است.
ضربه دوم روز گذشته اتفاق افتاد. يك نفر ازميهمانان مراسم كه درباره بيداري مسلمين و نقش انقلاب اسلامي درانقلاب هاي منطقه اي و ويژگي هاي رهبر انقلاب صحبت كرده بود، مورد ترور ناجوانمردانه عوامل استكبار جهاني قرار گرفت. نثار روح خداجوي برهان الدين رباني فاتحه اي مي خوانيم و درانديشه حمله اي دوباره خواهيم بود.
مراقب ابراهيم جعفري ها باشيم.
بسم الله الرحمن الرحیم
مصاحبه با محمد جواد مشکی باف، یکی ازبچه های تخریب لشکر ویژه شهدا و لشکر 5 نصر
این متن مفصل یکی ازمجموعه مصاحبه های من با رزمنده هاست. و جزو وظیفه ای که من درمصاحبه با رزمندگان فامیلمان برای خود قائلم.- کاش هرکس خاطرات رزمنده های فامیلش را ثبت می کرد - این مصاحبه درشماره 52 مجله امتداد، تیرماه 1389 به چاپ رسید. ازطولانی بودنش عذرخواهم، هرقدرش را که حال داشتید بخوانید! این روزها به شدت درگیر تدوین مستند "هم زبانی و بی زبانی" درباره فرهنگ افغانستان هستم و مدتی است فرصت قلمی کردن افکار وبلاگی دست نداده است
اشاره
دفاع مقدس، تعداد کمی فرمانده و بسیار بیش تر، رزمنده دارد و این که تعداد زنده های جنگ، بیش از ده برابر شهداست؛ می توان فهمید که اهمیت تاریخ شفاهی رزمندگان عادی جنگ کم تر از خاطره نگاری فرماندهان، شهدا، جانبازان و آزادگان نیست. ازطرفی انجام مصاحبه با رزمندگان بی شمار جنگ، آسان تر و در دسترس تر است از فرماندهانی که بیش ترشان پرمشغله اند و این مهم با نهضت خاطره نگاری جنگ که از دل پایگاه های بسیج بیرون خواهد آمد، میسر می شود؛ ا ن شاءالله. آقای «محمدجواد مشکی باف یزدی»، ازجمله رزمندگان تخریب لشکر ویژة شهدا بوده است و در دوران دفاع مقدس، به عنوان یک تخریبچی عادی حضور داشته است. مصاحبه با ایشان به ما ثابت کرد که هر رزمنده ای می تواند خاطرات ناب و ناشنیده ای داشته باشد که زاویه ای نامکشوف از دفاع مقدس را روشن سازد.
بسم الله الرحمن الرحیم
مراقبت باشیم، محمد(ص) فرزند صبح نشود
با اینکه اعتقاد ندارم آثار هنری که درباره بزرگان ساخته می شوند و خرابکاری می کنند، به آن اندازه مضرِّند که درافواه گفته می شود.( چه بیشتر فیلم سازان بیش ازآنکه آیینه وار شخصیتی را معرفی کنند و خود دیده نشوند، حائلی برای دیده شدن حقیقت اند و نه تنها به آن بزرگ آسيبي نمي رسانند كه ضمیر ناخود آگاه همراه با ناخالصی خود را بازتاب می دهند) اما بهتر دیدم چند به هوش باش برای آقای مجیدی، سازنده مجموعه سینمایی سه قسمتی محمد(ص) قلمی کنم.
1- آقاي مجيدي، دريكي ازمصاحبه هاي شما درباره اين فيلم خواندم كه شما قصد داريد درواكنش به تخريب ها و تهمتهاي سالهاي اخير عليه پيامبر اسلام(ص) و درواکنش به خشن جلوه دادن چهره پیامبر درمحافل رسانه ای غرب، بيشتر جنبه رحمانيت ايشان را درفيلم تان مطرح كنيد. اينرا بدانيد و مي دانيد كه حقانيت وجذابيت پيامبر ما درجامع ديدن ايشان است. او درحقيقت ترجمان آيه 29 سوره فتح است:
«محمد رسول الله، والذين معه اشداء علي الكفار، رحماء بينهم تراهم ركعا سجدا يبتغون فضلا من الله و رضوانا سيماهم في وجوههم من اثر السجود ذلك مثلهم في التوراة و مثلهم فيل الانجيل كزرع اخرج شطأه فآزره فاستغلظ فاستوي علي سوقه يعجب الزّراع ليغيظ بهم الكفاروعدالله الذين آمنو و عملو الصالحات منهم مغفرة و اجرا عظيما»
«محمد فرستاده خداست و كساني كه با او هستند دربرابر كفار سرسخت و شديد و درميان خود مهربانند. پيوسته آنها را درحال ركوع و سجود مي بيني. آنها همواره فضل خداورضاي اورا مي طلبند. نشانه آنها درصورتشان ازاثر سجده نماياناست. اين توصيف آنها درتورات و انجيل است. همانند زراعتي كه جوانه هاي خودرا خارج ساخته، سپس به تقويت آن پرداخته تا محكم شده و برپاي خود ايستاده است و به قدري نمو و رشد كرده كه زارعان را به شگفتي وا مي دارد. اين براي آن است كه كافران را به خشم آورد. خداوند كساني ازآنها را كه ايمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند وعده آمرزش و اجر عظيمي داده است.»
ازمحتواي آيه به خوبي برمي آيد كه اسلام مجموعه اي ازحب و بغضهاست. رحمت دركنار غضب. درسيره پيامبر نيز همانطور كه صبر ايشان دربرابر آزار قريش و ناداني هاي تازه مسلمانها را می بینیم؛ قاطعيت دراجرای فرامين الهي مثل دستور ترور و اعدام مشركان و منافقان نيز دیده می شود.[1] هرگونه حذف و تعديل درشخصيت پردازي پيامبر با هر بهانه اي، عواقب ناگواري مانند فرزند صبح به بار خواهد آورد.
2- چرا فرزند صبح؟ به دلايل ذيل :
الف - قرار است بخش اول این فیلم هم مانند فرزند صبح به کودکی پیامبر بپردازد. دوراني كه منابع تاريخي معدودي به آن پرداخته اند. خطراين مسأله، داخل شدن تخيل و نگاه هاي شخصي به آن دوران پيامبر است.
ب – عواملي كه مجيدي براي اين كار برگزيده به دو بخش فني و محتوايي تقسيم مي شوند. انتخاب يكي ازبهترين تصوير برداران سينمايي دنيا دركنار عوامل طراز اول سينماي ايران بسيار خوب و پسنديده است. اما اين تمهيدات فني وقتي به ثمر مي نشيند كه تيم محتوايي دين شناس و سينماشناس همراه كار باشند. متأسفانه عوامل محتوايي كار ازجمله فيلم نامه نويس همكار مجيدي بيشتر ازيك گرايش خاص سياسي انتخاب شده اند و نه تنها دركارنامه شان آثار پرمحتوا و عميق ديني ديده نمي شود كه آثار قبليشان بيشتر ضد دين و غرب گرا بوده است. مشابه چنين تجربه اي را درفرزند صبح با چينش خاصي ازنظر سياسي مشاهده كرديم. البته خوانندگان محترم سطح بحث را به دعواهاي جناحي تنزل ندهند. منظور اين نيست كه بايد فيلم پيامبر را جناح سياسي رقيب بسازد. هدف اينست كه دعواهاي سياسي حضرات، ساحت پيامبر عظيم الشأن اسلام را مانند فرزند خلفش امام خميني آلوده نسازد.
3- خدا رحمت كند مصطفي عقاد را! پس ازشاهكار او خيلي ها سوداي اين داشتند كه درباره پيامبر اثري مانند الرسالۀ بسازند اما موفق نشدند. چرا عقاد تا اين اندازه درارائه تصويري جهاني ازپيامبر مؤفق بود؟ چند دليل را برمي شمارم :
الف – سعي درارائه تصويري جامع ازپيامبر بدون حذف و تعديل بخش يا بخشهايي ازآن.
ب – داشتن روحيه آزاد انديشي و دوربودن ازتعصبات قومي و مذهبي.
ج – ارتباط مستمر و شور با علماي همه مذاهب اسلامي و مراكز مهم علمي جهان اسلام ازجمله الازهر، نجف و قم.
د – توجه به همه مذاهب و تفكرات اسلامي درارائه تصويري درست ازپيامبر.
ه – توجه به وحدت مذاهب اسلامي درمشورت با علماي مذاهب مختلف كه منجر به عدم تصويرسازي علي (ع)، خلفا و عايشه درفيلم شد.
و – بهره گرفتن از عوامل حرفه اي سينماي دنيا كه فيلم را به سطح اول سينماي جهان رساند.
درانتها خالصانه ازآقاي مجيدي مي خواهيم مراقب باشند محمد(ص) فرزند صبح نشود. یعنی مخاطب درانتهای فیلم با روایتی شخصی، انتزاعی و دورازواقعیت ازپیامبر مواجه نشود. نظیر آنچه فرزند صبح با امام عزیزمان کرد و گذشت.
[1] - دركتاب دولت رسول خدا نوشته بن ادريس موارد متعددي با ذكر نام و سال ازدستورات پيامبربه ترورمشركان و منافقان ازمنابع اصلي تاريخ اسلام ذكر شده است.