تبليغاتX
زمبور

زمبور

عسل زنبورهای نیش‌دار شیرین‌تر است
 
 
www.zambur.ir
 

بسم الله الرحمن الرحيم

عاشقانه اي براي جشنواره ملي جوان ايراني

پدر، دستش را رها كرد. نگاهي به دستها انداخت. حالا آنها جلوي صورت مادر را سد كرده بودند. كنجكاو شد. فرصت خوبي بود. جستي زد و ازدرخت كجي كه كنار خيابان بود بالا رفت. ازآن بالا همه چيز جور ديگري ديده مي شد. چشمهايش را چرخاند. پادشاه با لباسهاي جديد و عصاي مخصوص وسط خيابان را گرفته بود و مي رفت. مردم با تعجب اورا نگاه مي كردند. مردهاي ديگري را ديد كه دستشان را جلوي صورت زنها گرفته بودند. سربازها زير چشمي اندام شاه را نگاه مي كردند. ازانتهاي شهر، دو خياط حقه بازنگاهي به سياهي جمعيت كردند و با پوزخندي پشت تپه مخملي ناپديد شدند. يادش آمد. پدرگفته بود پادشاه هماني است كه عصا دارد و باسربالا جلوتر ازبقيه راه مي رود.همه قدرت صداي تيزش را درگلو انداخت و فرياد زد : نگاه كنين... پادشاه لخته!


نوشته شده توسط محمد مهدی خالقی |  در دوشنبه 4 مرداد1389 | 


بسم الله الرحمن الرحيم

فرش گُل گُلي

«Red carpet» يا فرش قرمز، مراسمي است كه درجشنواره ها و مراسم سينمايي جهان، پيش ازنمايش يا اكران فيلمهاي سينمايي برگزار مي كنند. هدف اين مراسم ترغيب مخاطب خاص و عام به ديدن فيلم و كمك به تبليغات و افزايش فروش فيلم است. يكي ازمسؤولان سينمايي درباره برگزاي اين مراسم درايران گفته است كه بايد مراسمي با هويت ايراني و فرهنگ خودمان پيدا كنيم و دنبال تقليد نباشيم. فكر كردم اگر بجاي قالي قرمز اين مراسم، فرشي دستباف بيندازند و نامش را مراسم فرش دستباف بگذارند، حتما مراسمي با فرهنگ خودي خواهيم داشت.  عكسهاي چند مراسم برگزار شده فرش قرمز نشان مي دهد كه ساختار برگزاري اين مراسم درست مانند همه جاي دنياست. بااين تفاوت كه خانمهاي هنرپيشه ايراني با شال و مانتو روي فرش حاضر شده و همان حركات و ژستهاي هاليوودي را جلوي دوربينها نمايش مي دهند. بهتراست ازظاهر گرايي عبوركنيم وبيشتر به ماهيت توجه كنيم. هنر مدرن درغرب ماهيتي خود شيفته و پرزرق و برق دارد. ماهيتي كه جَوَلان هرچه بيشتر،  براي جذب هرچه بيشتر و درنهايت سود هرچه بيشتر را هدف قرار داده است. درحالي كه انسان مسلمان انقلاب اسلامي و هنر انقلاب اسلامي نيز به تبع آن ماهيتي متفاوت دارند. درنمونه هاي موفق سينماي انقلاب مثل ديده بان ومهاجر و هور درآتش، ما با نقش – انسانهايي مواجهيم كه حياتشان را درنمايشي نبودن، جَوَلان ندادن، ژستهاي فريبنده نداشتن مي دانند. اينكه يك هنرپيشه زن روي فرش با چه رنگ و يا با چه لباسي حاضر شود، درماهيت موضوع چه تفاوتي حاصل مي شود؟ يعني اگر هنرپيشه هاي فلان فيلم با چادر به فرش قرمز بيايند، اهداف فرهنگي محقق شده است؟

شنيده ايد كه عين نجس را به هرصورت و با هرچيزي كه آب بكشي پاك نمي شود، مگر آنكه ماهيتش رااز دست دهد. مثلاً سگي كه درمعدني نمك كاملاٌ حل شود. يا خوني كه دراختلاط با آب، رنگ و بويش را ازدست بدهد. اين فرشهاي گل گلي باعث افزايش سطح فني يا محتوايي يك فيلم نمي شود. فقط تبليغاتي زودگذر و فريبنه است كه حتي اگر مخاطباني را به سالنها بكشاند، نمي تواند ازتبليغات سينه به سينه مردمي آن استفاده كند. بهتر است مسؤولان و دست اند كاران سينماي ايران، اول به سطح كيفي فيلمهايشان بيفزايند و بعد به فكر روشهاي تبليغاتي مدرن بيفتند.

نوشته شده توسط محمد مهدی خالقی |  در یکشنبه 27 تیر1389 | 

بسم الله الرحمن الرحيم

ديالوگ عمر و عاص و مالك اشتر

« سلامتیه سه تن : ناموس و رفیق و وطن. سلامتیه سه کس : زندانی و سرباز و بی کس.... سلامتی آزادی , سلامتی زندونیای بی ملاقاتی...» صداي راديو كه اين جملات را پخش مي كند، با فِس و فِس تنور نانوايي و تاپ تاپ كوبيدن خمير روي صفحه تنور مخلوط شده است. تازه رسيده ام نانوايي. زود ذهنم پرواز مي كند. سكانسهاي شروع فيلم اعتراض كيميايي. داريوش ارجمند درحال آزاد شدن اززندان است. مهدي فتحي درمراسم استقبال ازاو كه به خاطر قتلي ناموسي به زندان افتاده،‌ اين جملات را درميان بدرقه زندانيان ديگر مي گويد.

هنوز نوبتم نشده. چانه گير همينطور كه همه بدن را مي جنباند و گلوله هاي يك اندازه خمير را روي صفحه پرت مي كند و رويش آرد مي پاشد، روبه شاطر ميانسال كه عرق ريختن برايش مثل آب خوردن است مي كند ومي گويد : «يادته؟ »

سريع فكر مي كنم. پس اينكه مي گويند فيلمهاي كيميايي متحجرانه است و تكرار خود و هنوز دنبال انقلاب فردي و آنارشيسم، بي خود است. ببين نفوذ روشنفكرها درمردم چقدر زياد شده! خمير گير نانوايي محل ماهم اعتراض كيميايي را بعد ازسالها بياد دارد.

گوشها را تيز مي كنم. چانه گير پس ازسرتكان دادن شاطر ادامه مي دهد. « ها... اي حرفا رِه عمر و عاص به مالك اشتر مُگفت!!»

 

نوشته شده توسط محمد مهدی خالقی |  در پنجشنبه 17 تیر1389 | 

بسم الله الرحمن الرحيم

دين و ميهن نه ميهن و دين

خاطره زيباي شير سنگي، جعفري جوزاني ترمزي بود كه باعث شد با احتياط بيشتري درباره درچشم باد بنويسم. اما ازمجموع حدود 15 قسمتي كه ديده ام، اين نكات به نظرم رسيد :

1-      درچشم باد يكي ازمعدود مجموعه هاي تلويزيوني است كه با روش 35 ميلي متري يا به عبارتي سينمايي تصويربرداري شده است. اين تحمل سختي و هزينه دربعضي قسمتها به زحمتش مي ارزد. رنگ و نورها، تغيير فوكوسها، نماهاي باز چشم نواز و ... و البته دربعضي بخشها خصوصاً نماهاي جنگي، تحرك لازم را ازدوربين گرفته و نماهايي بي روح و ساكن و ساده به ارمغان آورده است.

2-      دكوپاژ فيلم درهمه بخشها يكدست و روان نيست. ازقسمتهاي اول كه پيچيده و بعضاً حساب شده است تا قسمتهاي جنگي كه ول و سهل انگار و بسيار آماتوري است. در قسمتي كه دكتر همراه رزمندگان به عمليات مي رود، سياهي لشكرها، شلنگ تخته زنان توي بيابان مي دوند و دوربين به يك حركت چپ به راست ساده اكتفا مي كند. دريغ ازيك نماي بسته ازصورت، دست،‌اسلحه و... درهمين لحظه انفجاري گوشه تصوير ديده مي شود كه معلوم است بدون هماهنگي كارگردان و تصوير بردار بوده و نصف تصويرش به خارج قاب مي افتد.

3-      درقسمتي ازمجموعه برشهاي متوالي بين نماهاي فيلم و قطعات مستندي از جنگ داريم كه قرار است به ما اينگونه القا كند كه ببينيد! كارگردان آنچنان به واقعيت وفادار بوده كه دقيقا ًفيلمهاي مستند جنگ را بازسازي كرده است. از طرف ديگر تماشاگران فيلم احتمالاً دو گروه مي شوند. عده اي كم اطلاع تر شگفت زده مي شوند و احسنت مي گويند و عده اي ايرادگير، انتقاد مي كنند كه اِ... اين بازيگر كجا به حسن باقري شبيه است؟غافل ازاينكه جواب مسأله درصورت آن نهفته است. يك اثر سينمايي براي باور پذيري قرار نيست نعل با النعل تصاوير مستند يا خاطرات و گفتارها و رفتارهاي شخصيتهاي واقعي را كپي كند. يك اثر سينمايي بايد باور پذيري را با قابليتهاي فني درتماشاگر ايجاد كند.

4-      درچشم باد با وجود هزينه  گزاف كه از12 تا 17 ميليارد شنيده ايم، ازنقيصه مهم همه مجموعه هاي تلويزيون يعني محاسبه دقيقه اي رنج مي برد. اين شيوه، ريتم كلي مجموعه را چنان كند كرده كه مخاطب عادي تلويزيون را نيز خسته مي كند. اين ضعف بسيار مهم درهمه قسمتهاي مجموعه ديده مي شود. فكر كنيد كارگردان مجبور مي شد، سريال را با دقت و وسواس مي ساخت، آنوقت ‌نيمي ازبودجه فيلم را ازدست مي داد. شنيده ام جوزاني جايي درجواب اعتراض به پرهزينه بودن مجموعه گفته اگر اين مجموعه درآمريكا ساخته مي شد، بيش از300 ميليارد تومان ارزش داشت. فرض كنيم اين حرف درست است. اما اگر درچشم باد را دست كارگردانان مجموعه لاست بدهيم، چند درصدش را  درتدوين حذف مي كنند؟!

5-      درچشم باد ادعا و ظاهري ملي گرايانه دارد. اما خبطي كه روشنفكران ما مي كنند، اينست كه سابقه دينداري بيش ازهزار ساله اين سرزمين را ازملي گرايي منفك مي كنند. مثلاً فكر مي كنندرويكرد مردم به شاهنامه صرفاً به دليل پهلوانان ايرانيش است. غافل ازاينكه علاقه مردم به رستم و قهرمانان شاهنامه دلايل توحيدي دارد. نگاهي به خاطرات رزمندگان ميهن دوست ارتش – فارغ ازاينكه سپاه و بسيج چه نقشي درجنگ داشته اند -  اين نكته را ثابت مي كند كه آنها عشق به آب و خاك را جزيي ازدين مي دانسته و مي دانند. - فرمان امام درباره عدم انحلال ارتش را بايد دراين نگاه جستجو كرد. -  قهرمانان درچشم باد، خصوصاً دوست دكتر دربيمارستان صحرايي نه شخصيت پردازي يك ميهن پرست واقعي را دارند و نه رسوخ تفكر ديني درمردم اين سرزمين را به رسميت مي شناسند.

اين مطلب در روزنامه جوان،‌چهارشنبه 2 تير 1389 به چاپ رسيد.

نوشته شده توسط محمد مهدی خالقی |  در چهارشنبه 9 تیر1389 | 

بسم الله الرحمن الرحيم

بخشي از مصاحبه يك كارمند مجلس درباره دانشگاه آزاد

درواكنش به اجراي اساسنامه دانشگاه آزاد، يكي ازقضات دادگستري، خودسرانه دستور توقف اجرا را صادر مي كند. درست بعد ازاين حكم، مصوبه اي معنادار با رأيي قاطع ازطرف مجلس، وقف دانشگاه آزاد را تصويب مي كند. اين آخرين دست و پازدنها و تلاشهاي مديريت انشاء الله سابق دانشگاه آزاد، لطف خفيه الهي بود كه مثل فتنه 1388، چهره واقعي خيلي ها را نشان داد. نمايندگاني كه به اين مصوبه بودار رأي مثبت دادند، علاوه بر خسران اخروي، بايد درآينده جوابگوي دليل آن باشند. براي جستجوي دليل اين رأي قطعه اي ازمصاحبه يكي ازكارمندان مجلس با مجله راه شماره 30+1، اسفند 1386 را نقل مي كنم :

«تعامل دانشگاه آزاد با نمايندگان :

آقاي جاسبي وقتي وارد مجلس مي شود، صد نفر دور او جمع مي شوند. حتي براي رئيس مجلس هم اينطور نيست. دانشگاه آزاد معاون و مديركل امور مجلس دارد. آقاي جاسبي ازكارمند گرفته تا وزرا تا نماينده ها همه را با خود همراه مي كند. مثلاً براي انتقال دانشجو ازيك واحد كوچك به تهران كمك مي كند... »

متن كامل اين مصاحبه را مي تونيد دروبلاگ جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي مشهد بخوانيد.

نوشته شده توسط محمد مهدی خالقی |  در چهارشنبه 2 تیر1389 | 

بسم الله الرحمن الرحيم

آژانس شيشه اي آمريكايي

آواتار فيلم به ظاهر پيچيده ايست. جلوه هاي ويژه بصري با جديدترين تكنولوژي روز به اضافه حرفهاي گنده  - و البته باسمه اي - پست مدرنيستي :

 حفظ محيط زيست : «مادربزرگ ما طرف كسي رو نمي گيره، او ن فقط ازتعادل حيات حفاظت مي كنه[1]» ، طرح رابطه ناديدني موجودات زنده با هم كه با ترفند پيوندهاي عصبي بوجود آمده، ادعاهاي ضد جنگ بخصوص با تصاوير احساسي نابود شدن درخت پس ازبمباران، محق دانستن موجودات براي دفاع ازخود«وقتي پاروي دم ديگران مي ذاري بهشون حق بده دشمنت بشن [2]»، نقد درون گفتماني ليبرال - سرمايه داري «بخاطر چي معامله كنن، آبجو يا شلوار لي؟ ما چيزي نداريم كه اونها دلشون بخواد[3]» و... همه اينها فيلم را مهم و باشكوه جلوه مي دهد. اما آواتار بيش ازآنكه پيچيده و عميق باشد، پرزرق و برق و فريبنده وبا ساختاري بسيار ساده. يعني همان رقصنده با گرگِ كوين كاسنر در نمونه اي امروزي، تخيلي و مجازي. نزديك شدن يك آمريكايي به قبايل بدوي سرخپوست و دراينجا ناوي، دلسوزي با آنها به خاطر ظلم اشغالگران آمريكايي، حلول خصوصيات و روحيات آنها دراو و درنهايت عضويت و همراهي با آنها در جنگ با اشغالگران. شما مي توانيد دراين چهارچوب بجاي ناويها، سرخپوستها، سياه پوستها، سفيد پوستهاي آفريقايي، مسلمانها، زردها، بوميان استراليا و ... را بگذاريد و به مدلهاي ديگري برسيد.

و چند نكته درباره فيلم :

بخش هاي منتقدانه آواتار به ساختارهاي ليبرال سرمايه داري، با قطعه اي ازخود فيلم خنثي مي شود. مثلاً تفكرات ضد جنگ فيلم با فضاي نظامي اغراق آميز درباره تواناييهاي نداشته ارتش آمريكا به فراموشي سپرده مي شود. درست مثل آژانس شيشه اي كه ما فقط يكي مي سازيم و آمريكاييها سالي چند تا.

درميان ناوي ها فقط آنهايي متمدن ترند و بويي ازخصايص انساني برده اند كه انگليسي بلدند. بيشتر هم زنها انگليسي بلدند و نه همه. دختر پادشاه، همسر پادشاه و... يعني كارگردان تفاوت طبقاتي نظام ليبرال - سرمايه داري را به پاندورا هم تعميم مي دهد.

مثلي است كه مي گويد : خود گويم و خود خندم، من مرد هنرمندم است. خودت اشغال كني، تجاوز كني، هر جنايتي را مرتكب شوي و بعد درمقام فرشته صلح ظاهر شوي و دنيا را به تحسين وادار كني.  منجي ناويها!! درفيلم، بازيك آمريكايي نيرو ويژه است كه جنايات زيادي را مرتكب شده است.

بخشهايي ازفيلم، رويكرد به خدا،‌دين، معنويت، ستايش، پرستش، معجزه، شفا وديگر مفاهيم اينچنين است. اما كدام خدا؟ خداي ناويها چيزي فراتر از اسطوره ها و خدايان خرافي و دست ساخته بدويان آفريقا و آسيا و آمريكاو اروپاست؟ درمقابل اين، انسان ليبرال است كه درمقابل خدايان قلابي ناويها، خود را بجاي خدا نشانده و كارخانه ناوي سازي علم كرده است. اين درونمايه درترميناتور 1و 2  جيمز كامرون نيز ديده مي شد.

آواتار دريك رويكرد استراتژيك، درحال ترسيم رابطه آينده آمريكا با جهان سومي هاست. وارد شدن ازدردوستي و نشان دادن هويج، نزديك شدن به آداب و رسوم اديان مختلف، نفوذ درآنها و استحاله شان. يعني همان سياست غرب درانتخابات رياست جمهوري ايران با نمادهاي مذهبي و انقلابي. درسطحي ديگر فيلم با انتقاد خفيف به سياستهاي جنگ طلبانه  بوش، سياستهاي اوباما درباره خروج آمريكاييها ازعراق را پي مي گيرد. درست مثل فيلم هارت لاكر.

نگاهي به نقدهاي آواتار در خارج ازايران انداختم. درآنها چند نكته جالب ديده مي شد. ازكليساي كاتوليك كه به طبيعت پرستي و طبيعت گرايي افراطي فيلم كه درمقابل خداگرايي قرار دارد، اعتراض كرده بود. تا اعتراض بوميان آمريكا و هند كه استفاده ازواژه مقدس آواتار را براي فيلمي سرگرم كننده جرم مي دانند تا اعتراض گروههاي زيست محيطي به آواتار براي استفاده ازشنهاي خاص يكي ازمعادن كانادايي – يكي ازموارد خنثي كننده فيلم كه درباره محيط زيست و طبيعت فيلم مي سازد ودرهمان فيلم محيط زيست را تخريب مي كند. -



[1]  - بخشي ازديالوگ دختر پادشاه ناويها

[2]  - بخشي ازديالوگ هاي فيلم

[3]  - بخشي ازديالوگ جيك سالي

نوشته شده توسط محمد مهدی خالقی |  در شنبه 29 خرداد1389 | 

بسم الله الرحمن الرحيم

جيك جيك مستون و ياد زمستون

سيد حسن خميني بايد وقتي عكسش با سران فتنه لورفت، ازسخنراني درحرم امام انصراف مي داد!

سيد حسين خميني بايد وقتي خود را درآينه نگاه مي كرد، مي فهميد هرگردي گردو نيست!

سيد حسن خميني بايد وقتي اورا سياست مدار مي دانستند، بيشتر روزنامه مي خواند!

سيدحسن خميني بايدروزي كه اورا مجتهدصدا مي زدند، بادقت بيشتري رسائل و مكاسب مي خواند!

سيد حسن خميني بايد وقتي او را جانشين امام لقب مي دادند، بيشتر صحيفه امام مي خواند!

سيد حسن خميني بايد وقتي پشت اسم امام مخفي مي شد، بيشتر با اتوبوس رفت و آمد مي كرد!

سيد حسن خميني بايد وقتي دنبال رداي رهبري بود، بيشتربه بزرگي و كوچكي ردا فكر مي كرد!

سيد حسن خميني بايد وقتي با سران فتنه شام مي خورد، به فكر سوء هاضمه اش مي بود!

سيد حسن خميني بايدوقتي فتنه را محكوم نكرد، به فكر محكوم شدن مي بود!

سيد حسن خميني بايد وقتي دربرابر انحراف ازخط امام سكوت مي كرد، به فكر سكوت اجباري درحرم امام مي بود!

سيد حسن خميني بايد ياد سيد حسين خميني مي بود!

سيد حسن خميني بايد وصيت سيد احمدخميني را ازياد نمي برد!

اصولاً سيد حسن خميني وقتي جيك جيك مستونش بود،‌ياد زمستونش بود؟!!

 

نوشته شده توسط محمد مهدی خالقی |  در یکشنبه 16 خرداد1389 | 

بسم الله الرحمن الرحيم

لشكر هيچها درمشهد

اول بگويم كه اين مطلب نه به جهت مهم انگاري جرياناتي مشابه فيلم هيچ و عوامل آن است (كه استقبال مخاطب عام ازفيلم و مقايسه اش با آثار تأثير گذار اين سالها، خود گوياي اهميت آنست) دراين مختصر قصد انتقال هشداري به فضاي فرهنگي – سينمايي مشهد رادارم. دو هفته پيش و به فاصله چند روز، كارگردان، فيلمنامه نويس و تدوينگر فيلم هيچ، ميهمان دو جمع به ظاهر مذهبي و انقلابي بودند. آقاي فيلمنامه نويس ميهمان سوگواره عاشورايي دفتر تبليغات اسلامي خراسان و دو نفر ديگر ميهمان بسيج دانشجويي يكي ازدانشكده ها! هرچه فكر كردم كه هيچ و عواملش چه ارتباطي با اين دو مجموعه پرادعا دارند، نفهميدم! ازگزارش يكي ازدوستان ازجلسه بسيج دانشجويي، چند جمله براي شما نقل مي كنم :

«كارگردان اواسط جلسه، جمله زير را كه گفت جمعيت به شدت تشويقش كردند : زن در جامعه ما مظلوم واقع شده و دارد در این مملکت به زنان ظلم می شود. حق پیشرفت و آزادی از زنان گرفته شده و آنان نمی توانند آن طور که می خواهند زندگی کنند » با اين جمله يكي ازحضار پشت پيدا مي كند،‌ بلند مي شود ومي گويد: « چرا زن و مرد را در یک خانه با پوشش و روسری نشان می دهید؟ مگر در واقعیت عینی و خارجی، زن از شوهر خود رو می گیرد؟» و كارگردان اينطور پاسخ مي دهد: «متأسفانه این چیزها در کشور ما هست و ما نمی توانیم فضای ناتورالیستی فیلم ها را به درستی به تصویر بکشیم و امیدوارم روزی بشود که این گونه موانع هم از سد راهمان برداشته شود!»

دربخشي ديگر ازگزارش اين دوست حاضر درجلسه مي خوانيم :

« اززیرکی های ديگر کاهانی در «هیچ»  کمک گرفتن از تخیل بیننده برای مسائل مبتذل است. اگر فیلم ساز، مسائل جنسی را به تصویر بکشد، مخاطب محکوم است که سلیقه و میل کارگردان را ببیند. اما تخیل این امکان را به مخاطب می دهد كه آنگونه خودش می خواهد صحنه ها را ترسیم کند. صدای شستن عمه خانم در حمام، رفتن نادر و عفت به اتاق خواب و بيرون كردن پسرک. فیلم ديدن نرم مردان خانه و...»

بنده كاري با فيلم ندارم؛ هيچ بي مايه تر و روتر ازآنست كه حتي برايش نقد نوشت. فقط  اين سؤال را مطرح مي كنم كه دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم و بسيج دانشجويي، افراد مناسبتري براي دعوت سراغ نداشتند؟ جاي عوامل فيلمهاي طلا و مس، نفوذي، كودك و فرشته، به كبودي ياس، فرزند خاك و دهها فيلم ارزشمند ديگر درمناسبات سينمايي آقايان كجاست؟

نوشته شده توسط محمد مهدی خالقی |  در یکشنبه 9 خرداد1389 | 

بسم الله الرحمن الرحيمطلبه سيرجاني

جهانشاهي دوباره براه افتاد

آقاي جهانشاهي عزيز، دوباره براه افتاد. اين خبري بود كه ازيكي ازدوستان شنيدم. جهانشاهي طلبه سيرجاني بار ديگر و دراعتراض به عدم رسيدگي به پرونده زمين خواري سيرجان ازمسجد جمكران به سمت تهران براه افتاد. خواندن خاطرات زندان او درمجله راه،‌ اينبار نگاهمان به اين طلبه عدالتخواه بسيار متفاوت است. درنظر ما او فرزندي ازنسل انقلاب اسلامي است كه به قصد اصلاح قدم درراهي تازه گذاشته است. فكر نمي كنم اينبار برخورد با آقاي جهانشاهي به سادگي دفعات پيش باشد. ازهمه دوستان مي خواهم كه جبهه گشوده شده را به اندازه توان ياري كنند. شماره آقاي جهانشاهي براي تماس و خبرگيري و خداقوت گويي و پوشش اخبار سفر را برايتان مي نويسم.

09191489296

نوشته شده توسط محمد مهدی خالقی |  در چهارشنبه 29 اردیبهشت1389 | 

بسم الله الرحمن الرحيم

آي سي اصلي ذخيره اطلاعات

تا حالا با طرحهاي فرهنگي كه خصوصاً ازسوي ادارات دولتي اجرا مي شود برخورد كرده ايد. به گمان من بيشتر اين طرحها روي كاغذ بسيار ديني و انقلابي و حتي آرمانيست. اما وقتي طرح به عمل درمي آيد، فاصله كيلومتريش را با فكر و طرح اوليه مشاهده مي كنيم. مدتي است شركت رجا اقدام به اجراي طرحي به ظاهر بسيار خوب در چند ايستگاه كشور كرده است. دراين طرح غرفه هايي براي عرضه كتاب درايستگاهها ايجاد شده كه شما مي توانيد كتاب مورد علاقه تان را بصورت اماني خريداري كنيد، درطول سفرمطالعه و درايستگاه بعدي تحويل داده و پولتان را دوباره دريافت كنيد. مي بينيد!

طرح تا اينجا بسيار مفيد و كاربردي است. اما وقتي به محتواي اصلي كل طرح يعني كتابها مي رسيم،‌ چيزي فراتر از نمايشگاههاي مبتذل كتاب درديگر نقاط شهر گيرتان نمي آيد. گنجهاي معنوي، كتابهاي جنسي، پزشكي، روانشناسي، داستانهاي زرد و... همه محتواي غرفه طرح كتاب درسفر ايستگاه راه آهن مشهد بود. ياد يكي ازبچه ها افتادم كه با خانواده به قشم رفته بود و يك فلش مموري 32 گيگ را خيلي خوشحال با قيمت 13 هزار تومان خريده بود. اما وقتي درمشهد فلش كار نكرده بود، آنرا بازكرده بود و ديده بود همه چيز سرجاي خود است، جز آي سي اصلي ذخيره اطلاعات!!

نوشته شده توسط محمد مهدی خالقی |  در سه شنبه 21 اردیبهشت1389 | 

pctfx3.3

وبلاگ رسانه

Sunset Template

مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا مركز طراحي و توسعه وب مركز طراحي قالبهاي حرفه اي وب سايت گروه طراحي چندرسانه اي Multimedia CD Catalogues وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Download Free Blog Templates Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Iran Domain Registration

ثبت دامنه میزبانی وب ثبت سایت دامنه فارسی