بسم الله الرحمن الرحيم
دركشوري كه خلبان ها رئيس جمهور نمي شوند
مدتي شايد بيش از يك سال است كه تلويزيون بر اساس سياستی خاص كه خواهم گفت، توجهي افراطي به برنامه هاي زنده و پرمخاطب خود دارد و کاش این برنامه ها مثل رازِ استثنایی، رويكردی تخصصي برای انقلاب مظلوم اسلامی مان داشت.
سه نمونه مهم اين برنامه ها 90، هفت، پارك ملت و است.
اختصاص بهترين و بيشترين زمان پخش كانال هاي تلويزيون به اين برنامه ها، دستمايه قرار دادن موضوعات زرد و جنجال برانگيز و مخاطب جمع كن ، اجازه پرده دري و هتاكي به ارزش هاي دين و انقلابي و نه نقد سالم و سازنده ، توجه ويژه مديران صدا و سيما و ازجمله شخص آقاي ضرغامي به تعداد بيننده ها و ميزان مشاركت آنها درپيامك هاي دريافتي و... را كه كنار هم مي گذاري، تفكري منفعت محور، بلند مدت و موج سوارانه مي بيني كه احتمالاً تبلورش دركانديداتوري جناب ضرغامي براي انتخابات رياست جمهوري ديده خواهد شد. اما آقاي ضرغامي بايد ازهمين حالا خودشان را براي جواب دادن به پرسشهاي زيادي آماده كنند.
قيمت اين مردم فريبي و سوء استفاده ازامكانات عمومي چقدر است؟
به آينده و تبعات سياسي – اجتماعي برنامه هايي اينچنين آگاه هستند؟
چرا دركنار گسترش پديده هاي مبتذلي مثل 90 و هفت و پارك ملت، برنامه هاي مهمي چون ديروز امروز فردا تعطيل شد؟
آیا آقاي ضرغامي قرار است چراغ خاموش و با رويه خواص بي بصيرت، مزورانه و با هدف جذب اكثريت + جذب قشر خاكستري حركت كنند؟
رويه برنامه محبوب شما هفت دربرخورد با جشنواره عمّار و درست بعد ازآن دربرخورد با جايزه سياسي گلدن گلوپ به اصغر فرهادي چه بود؟
اين همان تلويزيوني است كه دريك شبكه چند تار موي يك خانم باعث سانسور مي شود اما شبکه دیگر، به بهاي تزویر مديرانش آخرين مدهاي هنرپيشه هاي آمريكايي را نمايش مي دهد؟!!
برادر ضرغامي، اشتباه می کنید اگرفکر کنید كه مردم فريب خواهند خورد. مردمِ با بصیرت تر ازمسؤولان این کشور، این شيوه های شترمرغي را ازهضم رابع هم گذرانده اند. آخرين موردش عاليجناب بيست سالة هميشه پيروز بود و قبل ازاو، تجربه خوش تيپ ترين خلبان دنيا!! فكر مي كنيد اگر آقاي قاليباف اين رويه را كنار گذاشته بود و صادقانه با مردم روبرو مي شد، آراء ش از آن كه شد بيشتر نمي شد؟ مرحبا به مردم كشوري كه درآن خلبان ها رئيس جمهور نمي شوند.
بسم الله الرحمن الرحيم
بهترين دفاع حمله است
1- فوتباليست ها مي گويند بهترين دفاع حمله است.
پس ازانقلاب اسلامي و خصوصاً دفاع مقدس رويه كوبنده و هجومي انقلاب اسلامي ازطرف بسياري ازجريانات منتسب به انقلاب اسلامي دنبال نشد. سالها بود كه بچه حزب اللهي ها دائم به اين فكر بودند كه غرب و ديگر دشمنان چه مي كنندتا آنها زود موضع بگيرند و دفاع كنند. – البته هنوز هم بسياري همين شيوه رادارند. – اما ازهمان ابتدارويكرد رهبر انقلاب امام خامنه اي، برخلاف اين تفكر هجومي و استراتژيك بوده است.
2- آ آخرين اين حمله ها دركنفرانس بسيار باشكوه و استثنايي بيداري اسلامي اتفاق افتاد. به تصاوير كه نگاه مي كردم، واژه ولي امر مسلمين برايم بسيار گوش نواز بود. حالا عرصه فرماندهي فرهنگي انقلاب اسلامي به آفاق دور جهان رفته است و رهبر انقلاب اسلامي مانند يك فرمانده استراتژي حركت بعدي انقلابهاي منطقه اي را تعيين مي كنند. يادداشت برداشتنها، گريه ها،خنده ها، روبوسي و دست بوسي هاي مراسم همه گواه اينست كه بخش مهمي ازنخبگان ضد امپرياليست دنيا، تفكر برتر انقلابي شيعه، ذيل تفكر انقلاب اسلامي را با جان و دل قبول كرده اند. كنفرانس بيداري اسلامي ضربه مهلكي به دشمن بود و مدتي طول مي كشد تا گيجي اين ضربه برطرف شود. جاي خوشحالي بسيار دارد. اما به گفته مولايمان اميرالمؤمنين،- نقل به مضمون - ازهيچ امري بسيار خوشحال و بسيارناراحت نشويد.
3- هيچگاه نبايد دشمن را ضعيف و خوار شمرد. تركش هاي اين ضربه گيج كننده بزودي رخ نمود. فرداي سخنان رهبر انقلاب اسلامي، شبكه بي بي سي فارسي اقدام به پخش مستند «خط و نشان رهبر» كرد. مستندي شخصيت پرداز، آرشيوي، بسيار ضعيف و هتاكانه. به گمان من اين مستند آماده بوده و بي بي سي دنبال فرصتي براي پخش آن مي گشته است. تنها نكته اين مستند تأكيد بر نظامي بودن و وجهه اطلاعاتي داشتن رهبر انقلاب است. كه درست همين ها نقطه قوت هرنظام پابرجا و استوار دردنياي امروز است.
ضربه دوم روز گذشته اتفاق افتاد. يك نفر ازميهمانان مراسم كه درباره بيداري مسلمين و نقش انقلاب اسلامي درانقلاب هاي منطقه اي و ويژگي هاي رهبر انقلاب صحبت كرده بود، مورد ترور ناجوانمردانه عوامل استكبار جهاني قرار گرفت. نثار روح خداجوي برهان الدين رباني فاتحه اي مي خوانيم و درانديشه حمله اي دوباره خواهيم بود.
مراقب ابراهيم جعفري ها باشيم.
بسم الله الرحمن الرحیم
زباله دان مردمی تاریخ
روزی که آقای هاشمی درفیلم تبلیغات انتخاباتی 1384 ریاست جمهوری، ازبنز سیاهرنگش پیاده شد؛ مردم ایران تصمیم گرفتند، مستکبران، کاخ نشینان و مسؤولان متفرعنِ ازدماغ فیل افتاده را یکجا به زباله دان مردمی تاریخ بیندازند. به این خبرهای کوتاه توجه کنید :
آقای شهردار درجلسه با اعضای شورای شهر گفت : فقط درصورتی مسؤولیت شهرداری را قبول می کنم که همه اعضای شورای شهر به من رأی مثبت بدهند. حتی اگر یک نفرتان با آمدن من مخالف باشد، نمی آیم!
عذرخواهی دسته جمعی اعضای شورای شهر ازپژمان!
۵میلیارد ریال هزینه تغییردکور اتاق شهردارمشهد![1]
شهرداری مشهدبرای عقیم کردن گربه ها هرقلاده 500 هزارتومان می پردازد![2]
دستگاه مرده شور مکانیزه درغسالخانه بهشت رضا![3]
نصب یک آکواریوم بزرگ درغسالخانه بهشت رضا![4]
حالا شهردار و شورای شهرِ مکانیزه مشهد! قرار است کسری بودجه شان را با افزایش بلیط اتوبوس، ازجیب مردم مستضعف مشهد بیرون بکشند؛ آنهم با قیافه حق به جانب و نگاه بالا به پایین.
شهردار مشهد درجواب خبرنگاری که می پرسد : «در تهران براي ۵ کيلومتر ۲۵ تومان دريافت مي شود ولي در مشهد براي ۵ کيلومتر تا الان ۵۰ تومان که ۲ برابر تهران است و با اعمال افزايش ها براي ۵ کيلومتر ۱۰۰ تومان يعني ۴ برابر قيمت تهران دريافت خواهيد کرد» می گوید : «حالا فکر کنيد در تهران دوست دارند مردم را رايگان جابه جا کنند.اين چه ربطي به هم دارد اصلا اين مقايسه غلط است، من دوست دارم رايگان مسافر جابه جا کنم، يکي هم مي خواهد هزينه واقعي را دريافت کند، يکي هم مي خواهد يک درصدي بگيرد و درصد ديگر را نگيرد.»!! و درجواب سؤال : « چرا مانند شهرداري تهران يک دوم را شهرداري و يک دوم را دولت پرداخت نمي کند؟» می گوید : « عجب حرفي مي زنيد به جاي اين که بگوييد چرا مردم نبايد کل پولشان را بدهند، سوال مي کنيد چرا مردم يک سوم پول بليت را بايد بدهند»!! آقای شهردار درآخر مصاحبه، سربلند و پرافتخار می گویند : « هر شهروند در قبال خدماتي که دريافت مي کند بايد هزينه اش را پرداخت کند چطور از گاز و برق استفاده مي کنيد يک بار سوال نمي کنيد که چرا يک دوم يا يک سوم هزينه آن را نمي دهيد به اتوبوس که مي رسد مي خواهيد يک سوم را هم پرداخت نکنيد، بايد بدهند وظيفه شان است، اين منطق غلط است که پروانه ساختماني بفروشيم و درآمد کسب کنيم و آن را صرف جابه جايي مسافر کنيم و پول نگيريم.»!![5]
بله آقای شهردار! وظیفه شان است بدهند تا شما :
5 میلیارد ریال هزینه تغییردکور اتاق بدهید!
300 گربه را عقیم کنید!
دستگاه مرده شور مکانیزه و آکواریوم درغسالخانه بهشت رضا نصب کنید!
و به ریش عدالت اجتماعی و مستضعفین بخندید.
[1] - وبلاگ مهندس سرویها عضو شورای شهر : اینجانب به عنوان عضو شورای شهر مشهد لازم میدانم که در این خصوص گزارشی را ارایه نمایم:
اواخر سال 88 مطلع شدیم جناب شهردار تغییراتی را در حوزه کاری خود شروع نموده است لذا به اتفاق ریاست شورا بازدیدی به عمل آورده واز میزان هزینههای در حال انجام جویا شدیم که ایشان عرض کردند دراتاق من کمتر از 100میلیون تومان هزینه خواهد شد. بعد از مدتی مطلع شدیم برآورد هزینهها بالغ بر 300 میلیون تومان شده لذا با طرح سوال در جلسه غیرعلنی از ایشان توضیح خواستیم که ایشان اعلام نمودند برآورد اولیه برای 700 متر مربع اتاق و حوزه ایشان حدود 180 میلیون تومان بوده اما باتوجه به تعویض سیستمهای سرمایشی و گرمایشی و صوت و نور حدود 500 میلیون تومان هزینه شده است. بعدن قرارداهای دیگری نیز به دستمان رسید که بالغ بر 600 میلیون تومان را گواهی مینمود. لذا در تاریخهای 14 مهرماه، 11 آبانماه و 28 آذر 89 نامههایی را ریاست شورا جهت شفافیت موضوع به شهردار ارسال داشتهاند که متاسفانه یا با کلیگویی پاسخ داده شده یا به کلی پاسخی ارسال نگشته.
[2] - روزنامه تهران امروز در گزارشی با اشاره به اینکه طرح عقیم کردن گربهها به همین سادگیها نیست، نوشت: عقیم کردن هر گربه 500 هزار تومان خرج روی دست شهرداری مشهد میگذارد.
[3] - آخرین نیوز: با ساخت اولین دستگاه مرده شور، شستشوی مکانیزه اموات بزودی در مشهد آغاز می شود.
[4] - سایت شهرداری مشهد : اكنون ساختمان غسالخانه خيلي زيبا شده مخصوصاً آكواريوم وسط سالن بسيارآرامش بخش است 0
[5] - شماره 17842روزنامه خراسان - ضمیمه خراسان رضوي - دوشنبه 1390/03/02
بسم الله الرحمن الرحیم
آزمون احمدی نژادی
حَسَناتُ الاَبرار سَیِّئاتُ المُقرَّبین
1- جریان هفته های اخیر انشاء الله فقط یک اتفاق است که می تواند دلایل، ریشه ها و تبعات مختلفی داشته باشد. البته بر مبنای «َعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ»[1] در هراتفاقی که به ظاهر تلخ و ناگوار است؛ حکمتی نهفته است. درست مثل فتنه 1388 که درورای ظاهرهولناکش، آتش های موذی زیر خاکستر را بیرون آورد و موجب آرامش مؤمنین شد.
2- جریان مشایی مربوط به این روزها و پس ازانتخابات نیست. ازهمان زمان که تحت مدیریت ایشان، نیمه شعبان کیک دوازده طبقه می پختند و آبش را با هماهنگی آل سعود ازچشمه زمزم می آوردند و میلیاردی به هیئات مذهبی دهن شیرین کن می دادند و ده ها طرح سطحی و بی ثمر دیگراجرا می کردند؛ گفتیم و گفتند دلسوزانی و به خرج برادر احمدی نژاد نرفت. تمنا می کنیم رئیس جمهور محبوب و انقلابی، باردیگر پیام رهبر انقلاب برای عزل مسؤول دفتری مشایی را بخوانند تا هم تعادل دربیان و رفتار و سیاست را یاد بگیرندوهم عمق دلسوزی رهبری نسبت به خودشان را[2] بازهم تمنا می کنیم به عبارات "اختلاف وسرخوردگی" بیشتر توجه کنید. شما این حالات را دربخش مهمی ازدوستداران و حامیانتان نمی بینید؟ فکر می کنید اگر دوباره انتخابات برگزار شود، همان شورو هیجان وفداکاری را ازطرف مردمی که شما را فدایی ولایت می دانستند؛ خواهید دید؟
3- طیفی ازخواص حزب اللهی درباره رهبر انقلاب مانند یک همانند یا دوست یا آشنای قدیمی یا کارشناس یا مجتهد یا مبارزی استخوان خرد کرده یا... فکر می کنند. با این فکر خیلی ها خودرا نه پیرو ولی که هم عرض او می دانند. دوستان باید تکلیفشان را با مفهوم ولایت روشن کنند. ولایت مطلقة میراث امام، آن چیزی نیست که خیلی ها ازآن تعبیر می کنند.
4- درهمان جریان مشایی درافواه پیچیده بود که رئیس جمهور عقیده دارد اخبار، درست به رهبری منتقل نمی شود و پیام ایشان درپی یک سوء تفاهم است!! شما و ما بهتر ازهرکسی می دانیم که رهبری مسلط ترین فرد حال حاضر کشور به مسائل اند و منابع خبری و اطلاعاتی شان محدود به چند نفر خاص نمی شود. شبکه ارتباطی وسیع رهبری، یادگارروزهای مبارزات پیش ازانقلاب تا انتهای جنگ است و ازاین نظر ایشان یگانه اند.
5- جوگیر شدن درهرشرایط و برای هرکسی مذموم است. چه مصدق باشد و مستظهر به حمایت ملت ایران[3]، چه بنی صدر باشد و مغرور به 11 میلیون رأی مردم ایرانِ پس ازانقلاب و چه احمدی نژاد متکی به 24 میلیون رأی ایرانیان پیروزِ بیرون آمده ازفتنه!
6- چه حزب اللهی های بی خبر ازمتنِ ضد احمدی نژادی شده، چه فتنه انگیزان چپی و راستی با دندان های فشرده و چه رقبای منتظر گرفتن ماهی ازآب گل آلود!
7- آقای احمدی نژاد رئیس جمهور انقلابی ایران، علاقه مندان شما با وجود غبار آلود بودن فضا و هجوم شبهات، با بصیرت انقلابیِ یادگار رهبرشان دریافته اند که نباید موفقیت های کسی را با چوب اشتباهاتش راند. ما همچنان از هریک از نقاط درخشان کارنامه شما درطول این سالها مثل ولایت مداری عملی، حمایت بی دریغ ازمستضعفین، ازبین بردن پز دروغین و خوی استکباری مسؤولان دولت های قبل، سیاست خارجی عزتمند، هدفمندی یارانه ها و ... اعلام می کنیم و به درستی می دانیم؛ دشمنان بدنبال این هستند که به دلیل این اشتباه، همه کارنامه یک دولت ولایی، موفق و انقلابی را زیرسؤال برده تا انقلاب را زیرسؤال ببرند.
8- آقای احمدی نژاد عزیز این جمله معروف را ازیاد نبرید «حسنات الابرار سیئات المقربین»[4]. این اشتباهِ البته بزرگ اما قابل جبران، ازطرف هرفرد دیگری جز شما تبعاتی اینچنین به بار نمی آورد. بدانید کوچکترین عمل ناصوابی ازسوی شما تأثیراتی عمیق و وخیم درپیشبرد اهداف انقلاب اسلامی درسراسر جهان خواهد داشت.
۲ - جناب آقای دکتر احمدی نژاد- ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
با سلام وتحیت، انتصاب جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی به معاونت رییس جمهور بر خلاف مصلحت جنابعالی و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگی میان علاقمندان به شماست. لازم است انتصاب مزبور ملغی و کان لم یکن اعلام گردد. سید علی خامنهای / 27 تیر1388
۳ -27 مرداد ،1332 آيت الله كاشاني در نامهاي به مصدق هشدار وقوع كودتا راداد. مصدق درجواب کاشانی نوشت : « من مستظهر به حمايت مردم ايران هستم.» فردای آنروز، کودتای آمریکایی زاهدی و شاه درتهران به پیروزی رسید.
۴ - ممکن است اعمال ثواب انسان های نیکوکار، نزد مقربین درحکم گناه باشد.
بسم الله الرحمن الرحیم
گاف آقای وزیر
یادتان هست عنصر معلوم الحال! گفته بود ما بامردم اسرائیل دوستیم و با دولت اسرائیل مخالف؟! بیچاره جوگیر شده بود و فکر کرده بود اگردرجمله " ما با مردم آمریکا سرجنگ نداریم بلکه با دولت آمریکا مشکل داریم" کلمه آمریکا را بردارد و اسرائیل بگذارد، می تواند پز روشنفکری بدهد و خود را متفاوت ازدیگران نشان دهد!
مشابه این حکایت، گاف عجیب و باور نکردنی وزیر ارشاد است :
" سيدمحمد حسيني امروز (سهشنبه، ششم ارديبهشت ماه) در جمع خبرنگاران، در پاسخ به پرسشي درباره صدور رواديد عمره، بيان كرد: به دليل اجتماع اعتراضآميزي كه براي كنسولگري عربستان در مشهد انجام شد، براي مدت كوتاهي رواديد عمره صادر نشد؛ اما اكنون رواديد صادر ميشود و رفت و آمد عمره به خوبي انجام ميگيرد. او گفت: به هر حال، اختلاف نظر سياسي وجود دارد؛ اما مسأله عمره مربوط به جهان اسلام است و نبايد اين مسائل با سياست گره بخورد. ما در يك مقطعي از اعزام متقاضيان عمره انصراف داديم و اين فعاليت را متوقف كرديم. اين كار به دليل برخوردهاي نامعقولي بود كه انجام ميشد و مشكلي كه براي زایران ايراني در مكه به وجود ميآمد، ولی اكنون اين فعاليت ادامه دارد. حسيني افزود: اكنون سی هزار زایر ايراني در مكه و سی هزار زایر نيز مدينه هستند."
عجبا ازشما آقای حسینی! مسأله کشتارفجیع شیعیان بحرین، تجاوز به زنان و دختران شیعه، خراب کردن مساجد و حسینیه ها، آتش زدن قرآنها و ... مسأله جهان اسلام است و نباید به عمره گره بخورد!!!!1 ازشما سؤال می کنم. فلسفه حج چیست؟ چرا مسلمانها درخانه امن الهی جمع می شوند؟ اگر فلسفه حج جز چرخیدن دور یک خانه سنگی، به زبان آوردن کلماتی عربی، پوشیدن لباسی سفید مثل کفن، خریدن اجناس چینی وسرازیر شدن چند میلیارد پول به جیب کسانی مثل مهاجرانی تا دیگرانی که مانمی دانیم است، به هوش باشید، مراقبت دین به دنیا فروشانی که این جملات شما را به آنها نزدیک کرده باشید، توبه کنید و رسماً ازهمه حق طلبان جهان عذر خواهی کنید.
برای ذکر مجدد و به خود آمدن شما بخشی ازپیام حج حضرت روح الله به مناسبت سالگرد كشتار خونين مكه و قبول قطعنامه 598را یادآوری می کنم :
« بزرگترين درد جوامع اسلامى اين است كه هنوز فلسفه واقعى بسيارى از احكام الهى را درك نكردهاند؛ و حج با آنهمه راز و عظمتى كه دارد هنوز به صورت يك عبادت خشك و يك حركت بيحاصل و بىثمر باقى مانده است.»
«چيزى كه تا به حال از ناحيه ناآگاهان و يا تحليلگران مغرض و يا جيره خواران به عنوان فلسفه حج ترسيم شده است اين است كه حج يك عبادت دسته جمعى و يك سفر زيارتى- سياحتى است. به حج چه كه چگونه بايد زيست و چطور بايد مبارزه كرد وبا چه كيفيت در مقابل جهان سرمايه دارى و كمونيسم ايستاد! به حج چه كه حقوق مسلمانان و محرومان را از ظالمين بايد ستاند! به حج چه كه بايد براى فشارهاى روحى و جسمى مسلمانان چاره انديشى نمود! به حج چه كه مسلمانان بايد به عنوان يك نيروى بزرگ و قدرت سوم جهان خودنمايى كنند! به حج چه كه مسلمانان را عليه حكومتهاى وابسته بشوراند. بلكه حج همان سفر تفريحى براى ديدار از قبله و مدينه است و بس! و حال آنكه حج براى نزديك شدن و اتصال انسان به صاحب خانه است. و حج تنها حركات و اعمال و لفظها نيست و با كلام و لفظ و حركت خشك، انسان به خدا نمىرسد. حج كانون معارف الهى است كه از آن محتواى سياست اسلام را در تمامى زواياى زندگى بايد جستجو نمود.»
«مروز مراكز وهابيت در جهان به كانونهاى فتنه و جاسوسى مبدل شدهاند، كه از يك طرف اسلام اشرافيت، اسلام ابوسفيان، اسلام ملّاهاى كثيف دربارى، اسلام مقدس نماهاى بيشعور حوزههاى علمى و دانشگاهى، اسلام ذلت و نكبت، اسلام پول و زور، اسلام فريب و سازش و اسارت، اسلام حاكميت سرمايه و سرمايه داران بر مظلومين و پابرهنهها، و در يك كلمه «اسلام امريكايى» را ترويج مىكنند؛ و از طرف ديگر، سر بر آستان سرورخويش، امريكاى جهانخوار، مىگذارند .»
«ان شاء اللَّه ما اندوه دلمان را در وقت مناسب با انتقام از امريكا و آل سعود برطرف خواهيم ساخت و داغ و حسرت حلاوت اين جنايت بزرگ را بر دلشان خواهيم نهاد، و با برپايى جشن پيروزى حق بر جنود كفر و نفاق و آزادى كعبه از دست نااهلان و نامحرمان به مسجدالحرام وارد خواهيم شد .»2
1 - فروردین 1390، درتجمع اعتراضی بسیجیان عدالخواه مشهد مقابل کنسول گری عربستان نیروی انتظامی برای جلوگیری ازسیاسی شدن، فریضه الهی - سیاسی حج، 5 نفر ازبرادران مارا دستگیر و مورد اهانت و ضرب و شتم قرارداد. این پنج نفرسه روز پس ازآزادی 17 نفر دستگیر شده دیگر آزاد شدند.
2 - صحیفه امام - جلد21- صفحه100-9 تير 1367/5 ذى الحجه 1408.
بسم الله الرحمن الرحيم
اعضای فتنه
اتاق تشریح بیمارستان 9 دی به اطلاع مردم ایران می رساند، درکالبد شکافی پیکره فتنه، نتایج ذیل بدست آمد:
پیرمراد، مغز فتنه!
محمد خاتمي لبهاي قیطانی فتنه!
ميرحسين موسوي لُپ گل انداخته فتنه!
زهرا رهنورد دماغ عمل كرده فتنه!
مهدي كروبي آپانديس متورم فتنه!
محمد علي ابطحي ، زیگیل فتنه!
شبكه بي بي سي چشم فتنه!
مهدي هاشمي، ريش پرفسوري فتنه!
حاج خانم مرعشي، آرتروز فتنه!
سروش، روده كوچك فتنه!
اكبر گنجي روده بزرگ فتنه!
مهاجراني كمر فتنه!
دختر پیرمراد، فكل فتنه!
اوباما، ساركوزي و ... ، اوني كه ما بهش ميگيم جيگر فتنه!
با تشکر ازهمکاری صمیمانه غسالخانه بهشت زهرا!
بسم الله الرحمن الرحیم
استراحت پس ازمرگ
هیچ حواسمان هست دراین ماههای اخیر، چند نمودار سینوسی سیاسی را برمحور تغییر و تحولات منطقه شاهد بوده ایم؟
روی کار آمدن دولت شیعه نوری مالکی درعراق / اعلام استراتژی دفاعی آمریکا درافغانستان که درآن شروع خروج نیروهای آمریکایی سه سال جلو افتاده است / تحولات سیاسی لبنان و پیروزی حزب الله درکارزار دموکراتیک آن / رسیدن پیروزمندانه کاروان آسیایی به غزه / تجزیه سودان درهمه پرسی که قرار است نتیجه اش روزهای بعد اعلام شود / و ازهمه مهتر انقلاب اسلامی و مردمی تونس و سونامی این انقلاب به دیگر کشورهای آفریقایی و عرب.
همه اینها که یکی به نفع استعمارگران و یکی به نفع مظلومان است؛ نشان دهنده جنگ حق و باطل، فقر و غنا، اسلام ناب و اسلام آمریکایی و ... است. یعنی برادران انقلابی، بدانیم با عبور از 9 دی، فتنه تمام نشده است. با گذشت 30 سال از انقلاب اسلامی، انقلاب بیمه نشده است. با یک پیروزی، همه پیروزی ها بدست نیامده است. وقت خواب و استراحت نیست. به قول یکی ازفرزندان نسل اولی خمینی، پس ازمرگ وقت برای استراحت بسیار خواهد بود. و به قول حاج سعید خدا مارا برای اقدام آفریده است. درراستای این افاضات شورانگیز، چند پیشنهاد برای انقلاب تونس دارم :
به تقاضای جنبش عدالت خواه دانشجویی جهت کمک پاسخ بدهید.
راه انداختن جنبش وبلاگی به زبان ها فارسی، عربی و انگلیسی
امکان سنجی برای راه انداختن تجمع، راه پیمایی، تجمع و هر حرکت علنی دیگر.
تماس چند وب گرد حرفه ای با همکاری چند زبان دان حرفه ای با جریان دانشجویی تونس، جهت انتقال اطلاعات ازدو طرف، انتقال تجربیات انقلابی، روحیه دادن و درصورت امکان و لیاقت، هدایت.
تحت فشار قرار دادن مسؤولان به موضع گیری شفاف، حمایت و تقدیر ازعمل انقلابی - اسلامی تونسیها.
برگزاری جلسات توجیهی محتوایی برای ایجاد فکر عمیقتر دردانشجویان انقلابی دراین موضوع.
لطف بفرمایید لیست پیشنهادات را کامل نموده، برای دیگران نیز ارسال فرمایید.
بسم الله الرحمن الرحیم
امسال کابل سیاه پوش بود

«وقتی می بینم بالای مناره ها أشهد أن علی ولی الله می گویند و توي همه چوكها – ميادين - بیرق امام حسین بلنده، فکر می کنم خواب می بینم» کربلایی این را گفت و ادامه داد : پدرم جزو اولین مؤذنان شیعه کابل بود که نام امام علی(ع) را دراذان می گفت. با کربلایی، راننده کرولا ازخیابانهای تنگ و غبارآلود کابل عبور می کنیم. کربلایی ادامه می دهد. روزی را یادم می آید که توی این کشور جنازه شیعه راهم نجس می دانستند. بعد رو به ما مي گويد : "من خوابم یا بیدار؟ "
کربلایی بیدار بود. چند روز قبل که وارد کابل می شوم، اولین تصویری که توجهم را جلب می کند؛ نشانه هاي عزاداری درهمه میادین و بسیاری ازخیابانهای کابل است. لحظه ای فکر می کنم دریکی ازخیابانهای مشهد یا قم هستم. جالب تر ازمیادین، داربست های پذیرایی است که دربیشتر خیابانهای محلات شیعه یا اهل تسنن کابل، چای و بیشتر شیرداغ بین رهگذران توزیع می کنند. نقطه مشترک بیشتر این داربستها نوحه کویتی پور یا آهنگران است که ازآنها پخش می شود. هرچه به عاشورا نزدیک می شویم، برتعداد و شور و حال مراسمات افزوده می شود.
وحدت حسینی
فردا عاشوراست. کل یوم عاشورا. اما امسال بهتر می فهمم که اين جمله دنباله اي دارد؛ کل ارض کربلا. یکی ازدوستان خبر ازبرگزاری مراسمی مشترک بین شیعيان و اهل تسنن می دهد. به اتفاق به منطقه شهدای انصار کابل می رویم. راهی خاکی ازمیان قبرستانی بزرگ درسیاهی شب مارا به زیارت گاهی بسیار شبیه امام زادگان شیعیان درایران، می رساند. مایکی ازخیل عزادارانی هستیم که با اتوموبیل یا پای پیاده، بطرف مراسم درحرکتند. مردم عقیده دارند که اینها شهدایی از سلاله سادات هستند. جلوی زیارت گاه، چند نفر آفتابه هایی با آب گرم می فروشند و کامیونی، غذای نذری سفارت ایران برای عزاداران حسینی را توزیع می کند. درکنار امام زاده، حسینیه ای متعلق به اهل سنت، پذیرای ما درشب عاشوراست. حسینیه بسیار شلوغ است. سخنرانی که ازشلوغی به داخل محراب پناه برده، با روشی خاص درحال خواندن است. ردیفی ازدوربین ها که بیشتر نورهایی سیار برفراز دارند می بینیم. به سختی ازلابلای جمعیت جای پایی گیر می آورم و خود را به کنار دوربینها می رسانم. جلوی محراب، سخنران و عده ای ازشیوخ مجلس نشسته اند و جلوی آنها، دوسینی بزرگ پرازشکلات و نقل متبرک چشمک می زند. جوانی نزدیک یکی ازسینیها، چند لحظه يك بار به آرامی یکی ازنقلها را توی دهان می گذارد، اما به هرکس که تقاضای نقل می کند، وعده بعد ازمراسم را می دهد. لحظاتی بعد، سخنرانی تمام می شود. مشغول تصویر برداری درکنار نقلها هستم. مداحی بلندگو را دراختیار می گیرد و شروع به خواندن شعری با آهنگی خاص درباره حوادث کربلا می کند. مرحله به مرحله،داستاني و بسيارجانسوز و حماسي. با این خواندن و پس ازرسیدن به ریتمی خاص، يكدفعه جمعيت شروع به تكان دادن سرها و هو هو گفتن به روش خاص صوفیان مي كنند. ناگهان توي هوا معلق مي شوم. چيزي به پشت پايم خورده و مرا به عقب پرت مي كند. برمي گردم. نفر پشت سر كه باسر متحركش مرا انداخته با قيافه اي حق به جانب كه يعني برو مزاحم كارم نشو،نگاه مي كند. به چهره اش نگاه می کنم. جوانی با موهای ژولیده و ژل زده امروزی است. – جمعیت بیشتر جوان و با قیافه های متفاوت اند –عقب می آیم و پشت یکی ازدوربینها جایی برای خود دست و پا می کنم که باطری دوربین تمام می شود. عقب می آیم و دل به مراسم می سپارم. ازکربلایی می پرسم این مراسم تا کی ادامه دارد؟ می گوید تا اذان صبح! وتازه بعد ازنماز و صبحانه، تا اذان ظهر!!
عاشورای افغانی
منطقه ای شیعه نشین که درآمارهای آشفته افغانستان، جمعیت آنرا بیش ازیک ونیم میلیون نفر تخمین می زنند. منطقه ای فقیر نشین، درست مثل ضاحیه بیروت، با نام امروزیِ خیابان شهید مزاری. دشت برچی کابل. نرسیده به میدان شهید مزاری، پرچم فروشها جشنواره ای عاشورایی ازرنگ و جملات آشنا بوجود آورده اند. يا مهدي، يا حسين و ... وارد بولوار طولانی شهید مزاری می شویم. اینجا واقعاً قطعه ای ازکربلای جهانی شیعه است. مردم درپهنه خیابان، پیاده عبور می کنندو ازداربستهای آشنای ما چای و شیر، می نوشند. مقصد ما حسینیه الزهراء دشت برچی است. جلوی حسینیه جمعیت زیادی جمع شده اند. برفراز حسنیه، زیر گلدسته ها بنری بزرگ نصب شده " تدارك جمهوري تركيه به مناسبت روز عاشورا براي مردم برادر و دوست افغانستان " نیرو های امنیتیِ جلوی حسینیه، با سربازی که ردیفی ازگلوله های آر پی جی روی دوش دارد، شرایط امنیتی و حضور مقامات کشوری دراین حسینیه را تذکر می دهد. جلوی در، تلاشی – تفتیش – می شویم. حسینیه دردو طبقه بالا مخصوص آقایان و زیر زمین متعلق به خانم هاست. آقای محقق نماینده ولسی جرگه – پارلمان - و رئیس پیشین کمیسیون فرهنگی مجلس درحال سخنرانی است. عباراتی عمیق و پرمغزدرباره امام حسین و قیام کربلاکه درانتها به مقتل خوانی جان سوزی ختم می شود. شیعیان با اقوام و چهره های مختلف سوزناک گریه می کنند. عزاداری تمام می شود. منتظر اقامه نماز ظهر هستم. اما چنین رسمی هنوز درافغانستان جا نیفتاده است. سریع سفره ها را می اندازند. دیسی برنج زرد رنگ و بسیارچرب که گلوله ای گوشت گوسفند بسیار خوشمزه روی آن گذاشته و دو قاشق برای دو نفری که قرار است ازاین دیس بطور مشترک غذا بخورند. همزمان با همه این کارها، گوینده ای تبلیغاتی، با صدایی کر کننده، ازهمه حتی گنجشکها تشکر می کند. کنار دیسها برای هرنفردو پیاله یکبار مصرف، از نوعی فرنی قهوه های رنگ قرار دارد که داخلش لوبیا، نخود، انجیر و بادام ریخته اند. گوینده اعلام می کند که درکنار غذا ازآش ترکی سفارت ترکیه هم ميل كنيد. درمراسم، مسؤولانی ازسفارت ایران نیز حضور دارند. گوینده اعلام می کند ازمشارکت سفارت ایران درتأمین غذای عزاداران حسینی تشکر می کنیم. پس ازنهاردرپناه حصار امنیتی جلوی حسینیه بیرون می آییم. مردم، موتورسوارهای با پرچمهای حسینی، ماشینهای با رنگ نوشته های حسینی و... همچنان درحال رفت و آمدند.
رسانه های حسینی
شب با هدف، رسانه های افغانستان را دور می زنم. جز شبکه های تلویزیونی تمدن و نور که تلویزیونهای حزب اللهی شیعه و سنی افغانستان هستند، تلویزیونهای دیگر را هم آنچنان جو عزاداری محرم گرفته که تلویزیون طلوع متعلق به رابرت مرداک، آهنگران پخش می کند و شبکه 7 – سون – که شبانه روز فیلم هندی و آمریکایی پخش می کرده، این روزها روز واقعه و سفیر پخش می کنند. دررفت و آمد بین شبکه ها به یک سخنرانی شگفت انگیز برمی خورم. یکی ازمقامات سیاسی افغانستان – که به دلیل عدم ترور خواهران و برادران محترم آمریکایی ازگفتن نامش معذورم – درحال صحبت درباره فلسفه قیام ابا عبدالله و کاربردش درزمانه فعلی افغانستان است. چنان پرشور و عمیق که بدون اغراق بیاد سخنرانی سال 1348 شهید مطهری می افتم. با همان حرارت و همان کاربرد سیاسی – اجتماعی.
و اين همه درصداو سيماي خواب مانده ما كه دفتر و دستكي دربهترين محله كابل دارد، هيچ بازتابي نمي يابد!!
بادیدن این صحنه ها درمحرم امسال، استراتژی جدید دفاعی آمریکا درافغانستان را بهتر درک می کنم. جلو انداختن سه سالۀ شروع خروج نیروهای آمریکایی ازافغانستان، حاصل گفتمان فرهنگی نوین جامعه افغانستان است. شرایطی که ماندن و رفتنش هردو به ضررآمریکاییهاست.
ساير عكسهاي مربوط را در فتوبلاگ زمبور ببينيد.
بسم الله الرحمن الرحیم
تاولهایی برای انقلاب اسلامی
«برای نماز جمعه، ازراهپیمایی روز قدس، رفتیم صحن جامع رضوی. زیر آفتاب سوزان، بدون سایبان و با خطبه های طولانی آنروز، همه بدنم سوخت و نفهمیدم. من قطع نخاع هستم!» 
سید هادی حسینی، جانباز 70 درصد عملیات والفجر 8، اینها را گفت و چند تاول روی پایش رانشان دادو ادامه داد :
« همه بدنم تاول زده است. نمی توانم تاولهای بالای ران و دیگر بخشهای بدنم را نشان دهم. سالهاست تقاضا می کنیم یا برای نماز جمعه های تابستان سایبان بزنید و یا خطبه ها را کوتاه تر کنید... »
او خیلی چیزهای دیگر هم گفت؛ اما گوشهایم درست نمی شنید و این جمله را دائم ازخود عبور می داد:
آقایان پرادعا! چطور می توانید جواب خدا و اجداد طاهرین سید هادی را بدهید. شما که خود یا زیر سایه اید و یا به نماز جمعه نمی آیید!!
بسم الله الرحمن الرحيم
بخشي از مصاحبه يك كارمند مجلس درباره دانشگاه آزاد
درواكنش به اجراي اساسنامه دانشگاه آزاد، يكي ازقضات دادگستري، خودسرانه دستور توقف اجرا را صادر مي كند. درست بعد ازاين حكم، مصوبه اي معنادار با رأيي قاطع ازطرف مجلس، وقف دانشگاه آزاد را تصويب مي كند. اين آخرين دست و پازدنها و تلاشهاي مديريت انشاء الله سابق دانشگاه آزاد، لطف خفيه الهي بود كه مثل فتنه 1388، چهره واقعي خيلي ها را نشان داد. نمايندگاني كه به اين مصوبه بودار رأي مثبت دادند، علاوه بر خسران اخروي، بايد درآينده جوابگوي دليل آن باشند. براي جستجوي دليل اين رأي قطعه اي ازمصاحبه يكي ازكارمندان مجلس با مجله راه شماره 30+1، اسفند 1386 را نقل مي كنم :
«تعامل دانشگاه آزاد با نمايندگان :
آقاي جاسبي وقتي وارد مجلس مي شود، صد نفر دور او جمع مي شوند. حتي براي رئيس مجلس هم اينطور نيست. دانشگاه آزاد معاون و مديركل امور مجلس دارد. آقاي جاسبي ازكارمند گرفته تا وزرا تا نماينده ها همه را با خود همراه مي كند. مثلاً براي انتقال دانشجو ازيك واحد كوچك به تهران كمك مي كند... »
متن كامل اين مصاحبه را مي تونيد دروبلاگ جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي مشهد بخوانيد.
بسم الله الرحمن الرحيم
جيك جيك مستون و ياد زمستون
سيد حسن خميني بايد وقتي عكسش با سران فتنه لورفت، ازسخنراني درحرم امام انصراف مي داد!
سيد حسين خميني بايد وقتي خود را درآينه نگاه مي كرد، مي فهميد هرگردي گردو نيست!
سيد حسن خميني بايد وقتي اورا سياست مدار مي دانستند، بيشتر روزنامه مي خواند!
سيدحسن خميني بايدروزي كه اورا مجتهدصدا مي زدند، بادقت بيشتري رسائل و مكاسب مي خواند!
سيد حسن خميني بايد وقتي او را جانشين امام لقب مي دادند، بيشتر صحيفه امام مي خواند!
سيد حسن خميني بايد وقتي پشت اسم امام مخفي مي شد، بيشتر با اتوبوس رفت و آمد مي كرد!
سيد حسن خميني بايد وقتي دنبال رداي رهبري بود، بيشتربه بزرگي و كوچكي ردا فكر مي كرد!
سيد حسن خميني بايد وقتي با سران فتنه شام مي خورد، به فكر سوء هاضمه اش مي بود!
سيد حسن خميني بايدوقتي فتنه را محكوم نكرد، به فكر محكوم شدن مي بود!
سيد حسن خميني بايد وقتي دربرابر انحراف ازخط امام سكوت مي كرد، به فكر سكوت اجباري درحرم امام مي بود!
سيد حسن خميني بايد ياد سيد حسين خميني مي بود!
سيد حسن خميني بايد وصيت سيد احمدخميني را ازياد نمي برد!
اصولاً سيد حسن خميني وقتي جيك جيك مستونش بود،ياد زمستونش بود؟!!
بسم الله الرحمن الرحيم
جهانشاهي دوباره براه افتاد
آقاي جهانشاهي عزيز، دوباره براه افتاد. اين خبري بود كه ازيكي ازدوستان شنيدم. جهانشاهي طلبه سيرجاني بار ديگر و دراعتراض به عدم رسيدگي به پرونده زمين خواري سيرجان ازمسجد جمكران به سمت تهران براه افتاد. خواندن خاطرات زندان او درمجله راه، اينبار نگاهمان به اين طلبه عدالتخواه بسيار متفاوت است. درنظر ما او فرزندي ازنسل انقلاب اسلامي است كه به قصد اصلاح قدم درراهي تازه گذاشته است. فكر نمي كنم اينبار برخورد با آقاي جهانشاهي به سادگي دفعات پيش باشد. ازهمه دوستان مي خواهم كه جبهه گشوده شده را به اندازه توان ياري كنند. شماره آقاي جهانشاهي براي تماس و خبرگيري و خداقوت گويي و پوشش اخبار سفر را برايتان مي نويسم.
09191489296
بسم الله الرحمن الرحيم
رسانه راهپيمايي

30 سال راهپيمايي. يكي ازكارهاي هميشگي بخش مهمي ازمردم انقلابي جمهوري اسلامي راهپيمايي بوده است. ازراهپيماييهاي پرشمارسالهاي آغازين پيروزي انقلاب تا راهپيماييهاي مناسبتي سالهاي اخير. رسانه اي براي گردهمايي، قدرت نمايي، بعضي سالها براي جانفشاني و اعلام وفاداري به انقلاب اسلامي. اما بازتاب رسانه اي و هنري اين واقعه هميشگي و عظيم به چه ميزان بوده است؟ جزگزارشهاي تكراري تلويزيون با گوشكوبي كه دردست خبرنگاران هميشگي آنست، چه قالب هنري ديگري درخدمت اين رويداد تأثير گذار درآمده است؟ چند خاطره ازراهپيماييها بياد دارم كه برايتان مي نويسم.
حوض و مرغابي ها : مادربزرگم تعريف مي كرد. پدرت درب حياط را بازمي كرد و تو مي دويدي تو. با مامانت مي رفتند راهپيمايي. تنها چيزي كه ازآن روزها به خاطردارم، مرغابي هايم بودند كه باشنيدن صداي من، خودشان توي حوض آبي رنگ مادربزرگ مي رفتند.
مرگ برشاه : جزو اولين تصويرهايي كه درزندگي به خاطرمي آورم: روي شانه هاي پدرم هستم. ورودي خيابان خسروي به فلكه آب مشهد. جمعيت فشارمي آورد. درحال افتادن ازشانه هاي پدرهستم. بالاخره خودم را بالا مي كشم. درزاويه نگاهم. نوشته مرگ برشاه بالاي پاركينگ رضاي فلكه آب به چشم مي خورد. درحالي كه شاه معكوس نوشته شده است.
كاوه شهيد شد : دوره دبستان بودم. درخيابان خسروي با پدرم مي رفتيم. يكي ازهمسايه ها كه ازبچه هاي سپاه بود به پدرم نزديك شد و گفت : كاوه شهيد شد! پدرم ايستاد. خشك شد و چند لحظه به همسايه مان نگاه كرد. اشك درچشمان هردو دويد. دوباره براه افتاديم. مرگ برآمريكا...
نارنجك : همان سنين دبستان. بازهم توي خيابان خسروي مشهد. با پدرم مي رفتيم و شعارمي داديم. نه چندان بلند. نزديك حرم بوديم. صداي بلندي ازپشت سرآمد. برگشتيم. درنزديكي دود به هوا مي رفت. مردم مي دويدند و فرياد مرگ برمنافق سرمي دادند. بعدها فهميديم ازيكي ازهتلهاي اطراف نارنجكي را بطرف راهپيمايان پرتاب كرده اند كه فكر كنم يك كشته داشت.
راهپيمايي شهدا : تشييع جنازه هاي زمان جنگ كه توي مشهد 2 شنبه و 5 شنبه ها برگزارمي شد؛ برنامه ثابت هفتگي ما بود. بعضي وقتها با مامان و بعضي وقتها با بابا مي رفتم. البته مادربزرگ با خس خس سينه آسم دارش هم مرا مي بردند. تشييع شهيد بهاري را به خاطر دارم. همسرش دوست صميمي مامان بود.
شهر پلاكاردها : راهپيماييهاي مشهد هنوز هم پرازپرده و پلاكارد است. طوري كه جمعيت ازبالا به خوبي ديده نمي شود. دوره راهنمايي و دبيرستان،دست هركداممان پلاكارد يا پرده اي مي دادند. شيرينترين لحظه هم پذيرايي با كيك ودوناتهاي آستانقدس بود. بعضي وقتها هم ازفرصت انتهاي راهپيمايي استفاده اي هنري مي كرديم. وسط راه پلاكاردها را به بچه ها مي داديم و مي رفتيم سينماهاي قديمي خيابان ارگ.
جريان سازي : سال 1383، انتخابات هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي. مجمع مطالبه مردمي تازه راه افتاده بود و اوج فعاليتهاي انتخاباتي ما. هدف اول فرهنگ سازي درفضاي انتخاباتهاي قطبي و جناحي آن روزها بود و اوج رونق شعارهاي تند عدالتخواهانه و دركنارش حمايت و تبليغ براي كانديداي اصلح آن دوره مشهد، دكتر سعيد جليلي. چند روز پيش از راهپيمايي 22 بهمن كه هنوز زمان تبليغات انتخاباتي شروع نشده بود؛ براي دو كاربرنامه ريزي كرديم. چند عنوان تراكت يك چهارم A4 كه يك طرف سخنان تند امام و رهبرانقلاب و طرف ديگرش كاريكاتورهاي برادر بيژني. اين قالب نو هنري درتوزيع بين مردم به شدت مورد استقبال قرار گرفت. جز اين، چهار پرده بسيار بزرگ با شعارهاي عدالتخواهانه نوشتيم و روي چوبهاي خيلي بلند نصب كرديم. من پايه يكي ازچوبها را گرفته بودم و همزمان تراكتها را ازداخل جيب با دست و دهان و ... توزيع مي كردم. بحثهاي مردم با ما درمورد تراكتها و پرده ها داغ و لذت بخش بود. رسيديم فلك آب. حاج حيدررحيم پور آنجا بود. پرده ها راجمع كرديم. جلو رفتيم و حال و احوال كرديم. حاجي خيلي خوشحال بود. گفت : پرده هايتان مثل نگين درراهپيمايي مي درخشيد و مرا ياد كارهاي قبل ازانقلاب خودمان انداخت. آخرين كارمن و يكي ديگر ازبچه ها اين بود كه مسير فلكه آب تا برق را پياده برگشتيم. به اين نيت كه تعداد تراكتهاي روي زمين افتاده را شمارش كنيم. همه خيابان، پياده رو، سطلهاي آشغال كوچك و بزرگ را گشتيم. فقط 3 تراكت پيدا كرديم. اين درحالي بود كه تراكتهاي جبهه پيروان خط امام ورهبري آن زمان كه قالبي كليشه اي و متني شعاري داشت، همه سطلهاي زباله و خيابان را پركرده بود. آن سه تراكت را كه پاره و گلي شده بود، براي يادگاري برداشتيم.
بسم الله الرحمن الرحيم
سرزمین احمدی نژادی ها ![]()
براي سفري كه انشاء الله بعدها درموردش خواهم نوشت، 5 هزار كيلومتر را دراستان كرمان پيموديم. بخشي ازمشاهدات اين سفر را برايتان مي نويسم.
استان كرمان را مي توان به دو بخش مجزا ازنظرتوسعه يافتگي تقسيم كرد:
شمالي : شامل شهرهاي كرمان، رفسنجان، سيرجان و ارگ جديد بم و... كه به نسبت جنوب استان بسيار پيشرفته، با سرمايه گذاري خوب و حتي دربسياري جاها مرفه است. اين بخش بيشتر دردوره حكومت كارگزاران سازندگي دردو دولت سازندگي و اصلاحات به شكل امروزين درآمده است. شهركهاي صنعتي متعدد، مكانهاي تفريحي و توريستي مثل ارگ جديد، هفت باغ، موزه رياست جمهوري و .
جنوبي : را كه يكي ازدوستان جيرفتي آنرا آفريقاي ايران ناميده بود، منطقه ايست مركب ازجيرفت، كهنوج، رودبار، منوجان، قلعه گنج و... تا پيش ازدولت نهم اين نيمه ازاستان و خصوصاً روستاهاي آن درفقري مطلق، عجيب و باورنكردني نگه داشته شده بود.
جيرفت : سفرماازاين شهرپراستعداد شروع شد. قطب كشاورزي و باغداري ايران و منطقه اي چهار فصل كه هرمحصولي را درهمه فصول مي توان درآن يافت. اما روستاهاي كپري[1] همين شهرستان، هنوزحتي دركنار جاده هاي اصلي قابل مشاهده است. در يكي ازروستاهاي كنارجاده پياده مي شويم. كنار كپرها، خانه هايي دواتاقه و كوچك با آشپزخانه اي دركنار اتاق جلويي، البته با نماي سنگ بسيار زيبا و كاملاً عايق بندي شده و با پنجره هاي دو جداره درحال ساخت است. وارد يكي ازخانه هامي شويم. آشپزخانه و حتي كليد و پريزها و پنجره ها هنوز نصب نشده است. اينجا به دولت معترضيم كه چرا خانه ها را زودتر تكميل نمي كند. اما جوابمان 200 كيلومترآنطرفتراست.
زهكلوت : بين راه جيرفت تا زهكلوت تقريباً درهمه روستاهاي كنار جاده آثار ساخت وساز مسكن روستايي به چشم مي خورد. جز اين، ساخت مسجد و مدرسه و برق و آب رساني نيز درهمه روستاهاديده مي شود. زهكلوت ازتوابع شهرستان رودبار است. ازرودبار به سرعت عبورمي كنيم. زهكلوت كه فقيرترين روستاهاي استان كرمان را درحاشيه خود جاداده، ازشهر فقط رديفي مغازه و خانه قديمي كنار جاده را درخود جاداده است. يعني روستاهاي شمال استان كرمان بسيار پيشرفته تر و آبادتر ازشهرهاي جنوبي آن هستند. ازكنار پاسگاه وارد راهي خاكي مي شويم. اينجا روستاهاي منطقه چهارچاهي است. روستاهايي كه هرچه جلوتر مي رويم، مندرستر و خرابه ترند. اينجا هم مسكن روستايي درحال ساخت است. اما پيشرفت فيزيكي و شكل و شمايل اين خانه ها به دليل شدت فقراين منطقه قابل توجه نيست. اينجا ديگر خبري ازنماهاي سنگ كاري شده نيست. مشخص است كه همت مسؤولان منطقه درقدم اول، رهايي مردم ازفلاكت كپرنشيني است. مردم روستاهاي اين منطقه چند نقطه اشتراك دارند. اول اينكه عاشق احمدي نژادند. آنقدرعاشق كه درگستره اي بيش از100 روستا، رأي احمدي نژاد صد درصد بوده است و حتي يك رأي به آقايان پرادعاي ديگر داده نشده است. حتي بيشتر مردم اسم ديگر كانديداها را نيز بلد نيستند. ازمردي داخل يكي ازكپرها مي پرسم اسم رؤساي جمهور قبلي را مي داني؟ مي گويد : سيد احمد حاتمي و يك نفر بنام خاشم!! و بلافاصله مي گويد: من نام كساني را كه به ما خدمت نكرده اند، درست به خاطر نمي آورم. حدود 15 كيلومتر ازجاده دور شده ايم. جواني موتور سوار مارا به سمت دو روستاي دور افتاده مي برد. اينجا بجز موتور و ماشينهاي شاسي بلند وسيله ديگري قادر به رفتن نيست. چون راهي وجود ندارد. موتور سوار مارا از بين درختچه هاي بياباني و چاله هاي و گودالها به روستا مي رساند. اينجاهم صددرصد به احمدي نژاد رأي داده اند. نه به دليل خدمات دولت كه اينجا هنوز هيچ كاري بجز بيمه درماني انجام نشده است. مردم با اميد خدمت رساني به احمدي نژاد رأي داده اند.
روز ديگر به زهكلوت بازمي گرديم و جاده روستايي ديگري را كه به تازگي بصورت خاكي احداث شده درپيش مي گيريم. جاده نمداد. به روستايي بنام دَرَس مي رسيم. اينجا بجز يك مدرسه هنوز هيچ خانه اي ساخته نشده است. البته مردم همه مناطقي كه حتي خانه اي براي آنها ساخته نشده، بيمه اند و براي طرح مسكن ثبت نام شده و درنوبت قرار گرفته اند. دراين روستا وارد كپري مي شويم كه صاحبش 14 بچه ازتنها همسرش دارد. دراين كپريخچال و تلويزيوني قرار داردكه لحظه اي بعد مي فهميم يخچال متعلق به معلم مدرسه است و زن مسؤول آشپزي براي او. درحين صحبتها موشي ازكنار ديوار كپر رد مي شود.
به روستاي ديگري مي رويم. قصد وارد شدن به يكي ديگر ازكپرها را داريم. كودكي مندرس با لباسهاي پاره و پابرهنه، حصير جلوي دررا بالا مي زند. روي دوزانو خم مي شوم. درحال وارد شدن به كپرهستم كه ازصحنه ديوار روبرويي خشك مي شوم. زانوهايم شل مي شود. عكسي ازرهبر انقلاب دركنار عكسي ازامام روي ديوار كپر نصب شده است.
[1] - كپرخانه اي روستايي است كه ازوصل كردن الياف خرما بهم ساخته مي شود. درتابستان بسيارگرم و درزمستان بسيارسرد است و امكان آتش سوزيش بسيار بالاست. اين نوع خانه درقرنهاي متمادي ازطرف روستاييان بدوي استفاده مي شده و يكي ازمهترين تلاشهاي دولت احمدي نژاد دراستان كرمان برچيدن هميشگي اين آلونكها است.
بسم الله الرحمن الرحيم
شعارهاي عاشورايي
بازگشت به گذشته را بيشتر به تحجر تعبير مي كنند. اما بازخواني تفكرات صحيح گذشته و استفاده ازتجربيات گذشتگان، باعث ايجاد پيوندهاي عاطفي، فكري و ديني مستحكمي شده و آنچه بعنوان گسست نسلها عنوان شده را ترميم مي كند. دراتفاقات پس ازعاشورا بخشي ازتاريخ انقلاب اسلامي بازخواني و تكرار شد. اين بخش پيوندهاي انقلاب اسلامي با قيام امام حسين و پيوندهاي نسل امروز جمهوري اسلامي با مباني اسلام ناب و حضرت روح الله را نشان مي دهد.
درروزهاي اوج گيري نهضت اسلامي ايران درسال 1357، شاهد شعارهايي بوديم كه بخشي انقلابي و بخشي عاشورايي بود. دونمونه ازاين شعارها به شرح ذيل است :
كشـور مـا، كشـور اسلاميـه / نهضت ما، نهضت قرآنيه (2)
يكدل و يك صدا، ميدهيم اين ندا / مـرگ بر شاه مـرگ ـ بر ـ شاه (3)
رهبـر ما خميـني بتشـكن / داده ندا به مردم اين وطن
ايـن رژيـم پـلـيــد اســت / بــدتــر از يــزيــد اســت
شـعار مستـضـعفيـن / حـكــومـت مـتـقـيـن
استــقلال، استــقلال / اين است نداي قرآن
پيــام هـر مسـلـمـان / عقيـده و جهـاد اسـت
ايـران كـربـلا شــده / هـر روز عاشـورا شده
چين، شوروي، امريكا / دشـمـنـان خـلـق مـا
تشـيـع زنـده گـشـت / فـاتـح و پـاينده گشت
اگر به بخشي ازشعارهاي راهپيمايي مردمي پس ازاتفاقات روز عاشورا نگاهي بندازيم، همين انگيزه و پيوند مشترك انقلابي – عاشورايي را به وضوح مشاهده مي كنيم. البته اتفاق بسيار خوش آيند و مبارك ديگري كه دراين روز اتفاق افتاد، پيوستن هيئتهاي عزاداري به مردم انقلابي بود؛ كه درانقلاب 1357 نيز افتاده بود. بخشي ازشعارهاي گردآوري شده درراهپيمايي عاشورائيان را بخوانيد و درصورت امكان به آنها بيفزائيد:
ما اهل کوفه نیستیم/ بیتفاوت بایستیم
ما ذوالفقار حیدریم / فداییان رهبریم
ما پیروان حیدریم / فداییان رهبریم
جمهوری اسلامی، شعار مسلمین است / جمهوری ایرانی، حرف منافقین است
جنایت یزید تکرار شد / ملت ما دوباره بیدار شد
خامنهای کیست؟ علی زمان / مرگ بر این خوارج نهروان
به کوری منافق، بسیجی بیدار است / برای هر بسیجی شهادت افتخار است
در ظهر عزا حرمت ارباب شکستند، علمدار کجایی؟ / این فتنهگران راه عزادار تو بستند، علمدار کجایی؟
ما پیروان مکتب حیدریم / حامی دین پشت سر رهبریم / آبروی یزیدیان میبریم
منافقین خوار و ذلیل و پستند / طایفه بنیامیه هستند / حرمت عاشورا را شکستند
اين ماه - ماه خون است / فتنه گر سرنگون است
لبیک با خامنهای / لبیک با حسین است
حزب فقط حزب حزب الله / سید علی روح الله
منافق حیاکن عاشورا را رها کن
ما منتظريم تا علي اذن دهد / تا چشم سران فتنه را کور کنيم
خامنهاي كوثر است، دشمن او ابتر است
حسين حسين شعار ماست / خميني افتخار ماست
خامنهاي خميني ديگر است / ولايتش ولايت حيدر است
-----------------------------------------------------------
مایه عزت و شکوه ایران/ واسطه ی فیض خدای منان
طبق وصیت خمینی/اصل ولایت فقیه است
مرگر بر اسلام آمریکایی (2)
چهره های زشت فتنه پیدا شده/ خون به دل مهدی زهرا شده
ز هتک حرمت حسینی/قلب علی پر از جریح است
مرگ بر اسلام آمریکایی(2)
-----------------------------------------------------------
سلام سلام
بر حسین و کاروانیان کربلا
بر تمام بندگان مخلص خدا
بر هر آنکه پیرو هدی
حرام حرام
لقمه حرامتان به های و هو کشاند
بی حیا دریده کو به کو کشاند
چو ن لجن دواند و جو به جو کشاند
کدام کدام
حرف و منطقی مجابتان کند؟
هم مگر که خشم ما مجابتان کند
سیل پابرهنگان خرابتان کند
تمام تمام
خیمه عزای کربلا که سوختید
خویش را به اشقیا فروختید
چشم بر دهان انگلیس دوختید
تمام تمام
اینک این تمام حجت است بر شما
بعد از این نه صبر میکنیم بر جفا
ما تمام راهیان و عاشقان کربلا
-----------------------------------------------------------
نوحه بر وزن و الله ان قطعتموا يميني و مداحي شهيد رجب بيگي مقابل لانه جاسوسي :
سوزاند فتنه قرآن خدا را/حرمت شكست عزاي كربلا را
فتنه خائنين بود/ كار منافقين بود
مرگ به خائن/مرگ به خائن
آماده نبرد آتشينيم/خونين ترين حماسه آفرينيم
مشت كوبنده ايم/پيرو رهبريم
مرگ به خائن/مرگ به خائن
-----------------------------------------------------------
هم غزه هم لبنان/ مائيم پيرو چمران
ما پيروان همت وچمرانيم / مدافعان غزه و لبنانيم
منافق بي ريشه/ ايران كوفه نميشه
حسین جان حسین جان قرآن را پاره کردند/ خواص بی بصیرت فقط نظاره کردند
دراين رابطه وبلاگ جنبش ضد اشرافيت را كه منبع بخشي ازشعارهاست ببينيد.
بسم الله الرحمن الر حيم
دوروی سکه توهین به حضرت روح الله...
روی اول : ريشه پاره كردن عكس امام را بايددرروزهاي پيش ازانتخابات جستجو كرد. روزهايي دور و دردولتهاي سازندگي و اصلاحات كه حضرات سكوت كردند، دركمين فرصت بودند و انحراف دولتهای پس ازخود را ازخط امام درخاموشی گذراندند. این زاویه گرفتن خودآگاه، درروزهای نزدیک به انتخابات ریاست جمهوری به بیشترین حد خود رسید. به راحتی قابل تشخیص بود که آقایان ازتفکر امام خجالت می کشند. تأکید بیش ازحد برماجراجویی سیاسی دولت هفتم ( بااین وجود که همه می دانستند و می دانند سیاست خارجی این دولت بسیار نزدیکتر ازدولتهای پیشین به خط امام است )، ابداع واژه گداپروری و نسبت دادن آن به اقدامات اساسی دولت درمناطق محروم (که استیفای حق محصورشده مستضعفان بود و نتیجه اش را دررأی گیری دیدیم ) ، انکار همه خوبیها و انتقادات بی پشتوانه و غیر منصفانه (همه ضعفهای دولت را با نگاه منصفانه قبول داریم. ما به نکات مثبت دولت رأی دادیم و نه به منفیهایش) و دهها انحراف دیگر ازخط امام و نصّ صریح سخنان امام و همه اینها درحالی بود که بیشترین هجم تبلیغاتی رقبای دولت درانتخابات حول نزدیکی به امام و خط امام و نخست وزیر امام و سردار امام و ... دور می زد و این یعنی : نفاق. شاید مهمترین دلیل حمایت شرق و غرب استکبارگر ازرقیب رئیس جمهور درانتخابات همین باشد.
...و حالا پس ازاین اتفاق آقایان( ازرقبای احمدی نژاد گرفته تا نزدیکان و حتی بیت امام)، بازهم سرنا را ازسرگشاد می نوازند و بجای محکوم کردن بهنگام این جنایت، صداو سیما را محکوم می کنند.(هنوز نمی دانید که درجنگ حلوا توزیع نمی کنند و هر کنشی واکنشی دارد) و نتیجه موج سواری جدید این می شود که بعد ازفراخوان تظاهرات با عکس امام، عده ای عکسهای منتظری را بلند می کنند و به ریش سوء استفاده ازخط امام می خندند.
روی دوم : این اتفاق و پیامدهای پس ازآن می تواند جرقه خوبی برای بازگشت نه فقط احساسی به خط امام، جلسات صحیفه خوانی، بکاربردن تفکرات امام درصحنه جامعه و... باشد. فقط دراین صورت است که خطوط قلابی که خود را به امام می چسبانند، زود و به موقع افشا می شوند و فرصت موج سواری پیدا نمی کنند. انشاء الله
«من در طول مدت نهضت و انقلاب به واسطه سالوسى و اسلام نمايى بعضى افراد ذكرى از آنان كرده و تمجيدى نمودهام، كه بعد فهميدم از دغلبازى آنان اغفال شدهام. آن تمجيدها در حالى بود كه خود را به جمهورى اسلامى متعهد و وفادار مىنماياندند، و نبايد از آن مسائل سوء استفاده شود. و ميزان در هركس حال فعلى او است… صحيفه امام، ج21، ص: 452»
بسم الله الرحمن الرحيم
نوري براي تاريكخانه

اشاره
نرم افزارهاي چند رسانه اي بعنوان يكي ازابزارهاي رسانه اي جديد، كاركردهاي مختلف و متفاوتي دارند كه آنها را با رسانه هاي مكتوب يا صرفاً ديداري و شنيداري متمايز مي كند. همين كاركردهاست كه تعيين كننده قالب و محتواي اين نرم افزارها خواهد بود. ازاين منظر، نرم افزار هاي چندرسانه اي را مي توان به قالب محور يا محتوي محور تقسيم كرد. قاببليان را مي توان درگروه نرم افزارهاي چند رسانه اي محتوا محور قرارداد. اين مجموعه سازمان مجاهدين خلق سابق و گروهك تروريستي منافقين فعلي را بعنوان موضوعي پايه اي، هدف قرارداده است...
درصفحه شروع نرم افزار قابيليان اين آيه را مي بينيم :
أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ (٩)
اي پيامبر با كفار و منافقين پيكارشان كن و بر آنان، سختيها بگير! جايگاهشان جهنم است؛ و بد فرجامي است! (9)
دربخش تروريسم مي خوانيم : « ترور واژه اي غربي است و د رفرهنگ سياسي به كشتارها و تخريبهاي رعب آوري گفته مي شود كه گرچه هدفمندند اما مدركي قانوني به كسي نمي دهند و تروريست كسي است كه اگر هم تواناتر از ترور شونده باشد، به دليلي شرايط جنگ رويارو را ندارد زيرا ترور ابزار كار باندهاي جنايتكار باجگير مافيايي بين المللي يا حكومتهاي غاصب و متجاوز و غير مردمي مي باشد كه فريبكارانه مردم نمايي مي كنند و بنابراين مجبورند مخالفان خود را با ترور وارعاب از سر را بردارند.»
يكي از بزرگان جنگ مي گفت : واژه جنگ هشت ساله خود يكي از تحريفات جنگ است. جنگ هشت سال نبوده بلكه ده سال بوده است...
هنوز چند روزي ازانقلاب اسلامي نگذشته است كه گروهكهاي داخلي، با سرمنشأي استعماري ازپشت خنجر مي زنند و داعيه تجزيه طلبيشان از هر نقطه اي به گوش مي رسد. خلق تركمن، خلق عرب، دموكرات،كوموله و... درشهرها هم فضاي باز سياسي و آزاديهاي بوجود آمده مدني، گروههاي سهم خواه انقلاب را به خيابانها كشانده است. اما چريكهاي فدايي خلق، فرقان، پيكار و... پس از مدتي مردم را باهوشتر از گذشته و مقابل خود مي بينند. ديگر مباحثه آزاد و فعاليت آرام نتيجه بخش نيست. بيشتر گروهها به فاز مسلحانه روي مي آورند و مقابل مردم و انقلاب مي ايستند و با همت فرزندان روح الله خيلي زود ازصحنه خارج مي شوند.
اما حكايت يكي ازاين گروهها با ديگران متفاوت است. سخت جانترو مدعي تر است و سازماندهيش به مدد سلاحهاي غنيمتي بهتر. اينها منشأي مذهبي دارند و با وجود تغيير موضع ايدئو لوژيك، هنوز هم مي توانند درميان جوانان و به خصوص دانشگاهيان يارگيري كنند. اما روز به روز چهره شان از مجاهدين به منافقين مايل مي شود. دوسال ابتداي پيروزي انقلاب سالهاي جنگ با اين گروهكهاست. جنگي تمام عيار و به مراتب سختتر از جنگ با عراق. اينجا نه خاكريزي وجود دارد، نه كسي با زبان عربي صحبت مي كند و نه لباس سبز ارتش عراق را برتن دارد. مثل جنگ دركوهستان و از آن هم سختتر.
ابتداي تابستان 1360 است. 9 ماه از تجاوز بعثيها گذشته است. مبارزان توانسته اند با چنگ و دندان و با دست خالي و تكيه برجنگهاي پارتيزاني، پيشروي عراقيها را كندكنند. اما جنگ پشت جبهه هنوز ادامه دارد. سازمان جاه طلبان، اعلام جنگ مسلحانه مي كنند و با همه هيمنه به خيابانها مي ريزند و شروع به ترور مي كنند.
هدف هم فقط بزرگاني مثل شهيد بهشتي و مفتح و شهداي محراب و قدوسي و ....نيستند. مردم كوچه و بازار فقط به اتهام انقلابي بودن، رزمنده بودن، طرفدار امام بودن، مسجدي بودن، نصب عكس امام در خانه ومغازه، فحش ندادن به امام ويا حتي بدون هيچكدام از گناهان پيشين ترور مي شوند.
نرم افزار قابيليان بخشي بنام هابيليان دارد. دراين صفحه شهداي ترور به تفكيك استاني ليست شده اند. استان سيستان و بلوچستان را كليك مي كنيم :
هوشنگ ايران، پاسدار
رحمت اله بامري، روحاني
محسن بزرگ زاده، بيكار
حيدرجدگال، جهادگر
ناصر خواجه، قصاب
سهراب صالحي، پارچه فروش
و استان خراسان :
حسين آستانه پرست، دبير
ابوالقاسم آذري،كشاورز
عليرضا احمدآبادي، دانش آموز
حاج كريم پسنديده، سنگ تراش
سيد عبدالكريم هاشمي نژاد، روحاني
و...
ثمره اين دوران پرخون و پرحماسه شهدايي است كه شايد مظلومتروگمنامتراز شهداي دفاع مقدس باشند. درصفحه اي ديگر از نرم افزارمي خوانيم:
« فلسفه ترور شخصي برای نابودی رقبا و کسب قدرت سیاسی بر اساس تروریسم و صدور حكم مرگ براي مخالفان سياسي ، قتل بي گناهان و افراد بی دفاع،چنان تیغ در کف زنگی مست به سربرآوردن هفت تير كشان هرج و مرج طلب در متن جامعه پس از انقلاب اسلامی در ایران انجامید و از این رهگذر 16000 انسان بی گناه به خاک و خون کشیده شدند و متأسفانه این روند با حمایت برخی کشورها به منظور ضربه زدن به نظام و انقلاب مردمی ایران همچنان ادامه دارد و در گوشه و کنار این مملکت شاهد جنایات غیر انسانی تروریستها هستیم »
براي نرم افزار قابيليان با وجود تحقيق خوب و برخي منابع منحصر به فردش اشكالاتي را نيز مي توان برشمرد. نداشتن امكان جستجو، عدم پيمايش مناسب صفحه ها، عدم درج مشخصات براي عكسها، ادبيات پرخاشجويانه و غير علمي در برخي قسمتها و عدم تحليل مناسب ريشه هاي شكل گيري و مؤسسين سازمان و...
نرم افزار قابيليان را مي توانيد ازطريق اينترنت درسايت مؤسسه آرمان تهيه كنيد.
بسم الله الرحمن الرحيم
مَا كَانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبِي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشَاءُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَإِنْ تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظِيمٌ (١٧٩)
چنين نبود كه خداوند، مؤمنان را همانگونه كه شما هستيد! واگذارد; مگرآنكه ناپاك را از پاك جدا سازد، و نيز ممكن نبود كه خداوند شما را از اسرار غيب، آگاه كند (تا مؤمنان و منافقان را از اين راه بشناسيد.) اين بر خلاف سنت الهي است.ولي خداوند از ميان رسولان خود هر كس را بخواهد برميگزيند. (و قسمتي از اسرار نهان) را كه براي مقام رهبري او لازم است؛ در اختيار او مي گذارد. پس (اكنون كه اين جهان، بوته آزمايش پاك و ناپاك است؛ به خدا و رسولان او ايمان آوريد. اگر ايمان بياوريد و تقوا پيشه كنيد، پاداش بزرگي، براي شماست. (179آل عمران )
فكر كردم اين آيه مناسبت عجيبي با جريانات اخير و خصوصاً دادگاه متهمانشان دارد.
بسم الله الرحمن الرحيم
شعارهاو فرهنگ انتخابات
تبديل فرهنگ شفاهي به محصولات قابل دسترس، قدمتي به اندازه تاريخ بشريت دارد. گفتار، تفكرات، روابط اجتماعي، علمي ،سياسي و ... مقولاتي است كه روزگاري درفرهنگ شفاهي مردم موجود بوده و كساني آنها را استخراج كرده و به شكل متن و يا قالبهاي مدرن دراختيار هنرمندان، عالمان، محققان و ... قرار داده اند. اهميت اين تبديل تا آنجاست كه مي توان بخشي از تحليلهاي اجتماعي، سياسي،اقتصادي و فرهنگي هردوره اي را برآن استوار كرد.
انتخابات رياست جمهوري گذشت و حالا وقت تبديل فرهنگ شفاهي آن به محصولات فرهنگي قابل دسترس است. خاطره نگاري انتخابات، عكس، فيلم، كاريكاتور و شعارهاي انتخاباتي مقولاتي است كه قابليت ثبت و ضبط فرهنگ انتخابات را افزايش مي دهد.
فرهنگ توليد و تكثير شعارهاي انتخاباتي دراين دوره يادآور شعارسازيهاي روزهاي پيروزي انقلاب بود. بااين تفاوت كه با وجود رسانه اي بنام پيام كوتاه، شعارها و اصطلاحاً اس ام اس هاي انتخاباتي به سرعت منتقل شده و فراگير مي شدو باهمين سرعت از طرف رقبا بدل شعارها ساخته شده و منتشر مي شد. البته به خاطر كثرت، هنوز هم شعارهايي وجود دارند كه محلي مانده و فراگير نشده است. باي بررسي اين شعارها مي توان تا حدود زيادي به تفكر طرفداران و منظومه فكري هركانديدا پي برد. دراين مطلب بخشي از شعارهاي انتخاباتي را – فارغ از كدام طرفي بودن – مي نويسم. با اين قيد كه سعي شده شعارهاي معنادار سياسي، اجتماعي، فرهنگي گردآوري شده و ازشعارهاي توهين آميز پرهيز شود. ازهمه مراجعه كنندگان تقاضا مي كنم شنيده هايشان را با رعايت همين شرط، دربخش نظرات مكتوب كنند.- برخي شعارها ازمنظر ادب گفتاري نقائصي دارند كه با عرض پوزش و به خاطر ثبت درتاريخ آنها را بدون دخل و تصرف مي آورم:
چپ، راست، كارگزار، عليه خدمتگذار
شعر جديد حافظ/احمدي نژاد خدافظ
موسوي كم آورده/بچه سوسول آورده
آخر هفته/احمدي رفته
آخر هفته / موسوي رفته
نصر من الله و فتح قريب / واي براين دولت مردم فريب
پرونده ها رو ميزه/بازميگه چيزه چيزه
ماشالله به چشم و ابروش / کردان نشسته پهلوش
ايول ايوله ايول/ محمود تاج سره ايول
ايول ايوله ايول/ موسوي سره ايول
ايول ايوله ايول/ محمود اوله ايول
هم خوشكله هم بوره / جمعه رئيس جمهوره
هاشمي لپ لپ خريده /موسوي از توش پريده
يك هفته،دوهفته / احمدي حموم نرفته
ابالفضل علمدار/احمدي را نگهدار
اتل متل توتوله / ديكتاتور كوتوله
بچه سوسول حيا كن / بروخونتون لالا كن
هرچي جواته / احمدي نجاته
هركسي ناموس داره/احمدي رو دوس داره
نه مقنعه نه روسري / ميرحسين موسوي
هم چادری، هم روسری / احمدی نژاد تاج سری
صل علي محمد / موسوي يل آمد
بچه سوسول حيا كن / موسوي را رها كن
عزا عزاست امروز /دولت سیب زمینی صاحب عزاست امروز
نون و پنير و سبزي / موسوي گوجه سبزي
احمدي نژاد بيكاره/شنبليله ميكاره
مناظره بپا شد / موسوي كله پا شد
مناظره عالی بود / دکتره قلابی بود
رأي مي رود زدستم صاحبدلان خدارا/اكبر بيا كه محمود بيچاره كرد مارا
رای ما یک کلام / نخست وزیر امام
احمدي نژاد دليره / هرشب يه دزد ميگيره
اگر تقلب نشه /موسوی اول میشه
صل علي محمد/دزدگير ملت آمد
احمدی دروغگو / پس هاله نورت کو
ايول ايوله ايول/حاج محمود يله ايول
موسوی بردپیت/ احمدی درپیت
جومونگ ايران زمين/هاشمي رو زد زمين
اگر تقلب بشه / شنبه قيامت ميشه
جمعه رفت و شنبه شد / موسوي شرمنده شد
مردم چرا نشستین/ ایران فلسطین شده
پرچم سبز سيا شد / موسوي كله پا شد
اگر تقلب بشه/ايران قيامت ميشه
تا دولت عدالت / يك يا حسين ديگر
یا حسین / میرحسین
هركي كه كم مياره / بچه سوسول مياره
دلاور هسته ای / بگیر بخواب خسته ای
موسوی رأی بیاره / زیر ابرو برمیداره
فلسطینو رها کن / فکری به حال ما کن
میرحسین، هاشمی / پیوندتان مبارک
موسوي كودتا كن /دكترو كله پا كن
مالک اشتر علی / تو انتخاب اولی
مرگ بر دیکتاتور / چه شاه باشه چه دکتر
بچه سوسول حيا كن / دستمال سبزو واكن
تا احمدي نژاده ، هر روز همين بساط
ریشه كن ظلم و فساد / محمود احمدینژاد
موسوی با غیرت / برس به داد ملت
دستمال سبزو واكن / به شيخ ما نگا كن
احمدي دلاور / ياور امر رهبر
سیب زمینی ارزونیتون / ما رای نمی دیم بهتون
عدالت و آزادي / با محسن رضايي
هر كي كه كم ميـاره/ناموس وسط ميـاره
کروبی جون چاره کن / کاپشنشو پاره کن
تا دولت رجايي / يك ياحسين ديگر
نفت و دلار رو بردن/سيب زميني آوردن
کروبی، کرباسچی / نه یک تدارکاتچی
هر كي كه بيسواده / با احمدينژاده
رضایی رضایی / تیر خلاص مایی
رهنورد رهنورد/ تساوی زن و مرد
منافق حيا كن / موسوي را رها كن
حضرت زهرا رو صدا میكنیم / دوم خرداد به پا میكنیم
چپ، راست، كارگزار، عليه خدمتگذار
بسم الله الرحمن الرحيم
دلايل نامزد اول و چند تا ازطرفداراش :
1- رأي من كمتر از رأي بقيس.
2- حاج آقا گفتن بگو تقلب شده.
3- ناظراي مارواز دم خونه هاشون انداختن دم خونه اوناي ديگه.
4- مخابرات پيامكها رو قطع كرده
5- خودشون برگه هاي اضافي تعرفه رو پركردن و انداختن تو صندوق. برا همين مشاركت مردم شده 110 درصد.
6- ما سر بيشتر صندوقا ناظر نداشتيم.
7- اگه يك امضا از ناظرين ما پاي برگه هاي صندوقا ديدين سلام مارو هم برسونين.
8- دخالت نظاميا تو انتخابات ازاين واضح تر كه همه بسيجيا رأي گيري و رأي دادن؟
9- اعلام كردن تو استان اجدادي ما و تو شهرستان اجدادي ما و حتي تو محله اجدادي ما خيليا به رقيب رأي دادن. مگه ميشه، غلط كردن رأي دادن. اينا هم غلط كردن اعلام كردن.
10- بيشتر ماشيناي مدل بالا و تو بيشتر كافي شاپها و كافي نتا و فست فودا و پارتيايي كه اين مدت رفتيم، رأي ما اگه 4 به 1 نبوده، اقلاً نصف به نصف بوده. حالا چطوري ما نصف اونا رأي آورديم؟
11- به رفقاي دور ونزديكمون تو انتخابات توهين شده. دستا رو شده. ازپرچم كشور سوء استفاده شده، اينا كافي نيست؟ پس دليل آخرو گوش كنين.
12- اونا خيلي خيلي خيلي بدن. بد... بد... بد...
دلايل نامزد دوم :
1- اعلام كردن تو استان آبا واجداديمون فقط 15 هزار تا رأي آوردم. مگه ميشه؟
2- من بارها خدمت شما اعلام كردم، الآن هم اعلام مي كنم، سه تا صفر ازآراي منو با لاك غلط گير پاك كردن و بعداعلام كردن.
3- حالا معاون اول من به يكي ديگه رأي داده، اينكه دليل نميشه، يك رأي مگه چقدر تأثير داره؟
بسم الله الرحمن الرحيم
درتماسهايي كه با چند شهر دور و نزديك داشتم، اين نتايج را بدست آوردم. (نتايج براساس دريافتهاي شفاهي است و دقيق نمي باشد – درآمار ارائه شده، ارقام اول مربوط به دكتر احمدي نژاد و آمار دوم مربوط به مهندس موسوي است)
مشهد : صندوقهاي حاشيه شهر 90 به 10 درصد، صندوقهاي مناطق متوسط شهر75 به 25 درصد و در مسجد بولوار سجاد(بالاترين نقطه شهر مشهد) 400 به 500 رأي.
يزد : 58 به 54 هزار
روستاهاي برخي استانها مثل لرستان، چهارمحال و بختياري، اصفهان، خراسان رضوي و... 80 به 20 درصد و شهرهاي كوچك 75 به 25 درصد.
با احتساب آراي ديگر شهرهاي بزرگ و خصوصاً تهران تأثيري درانتخابات نداشته و مي توان پيش بيني كرد كه دكتر محمود احمدي نژاد با حدود 22 ميليون رأي در انتخابات رياست جمهوري دهم پيروز خواهد شد.
بسم الله الرحمن الرحيم
شب مناظره
انتخابات رياست جمهوري – 1376
دو نامزد رقيب كه مورد حمايت چپ و راست سياسي آنزمان قرار دارند، داغترين رقابت انتخاباتي بعداز انقلاب تا آنروز را رقم مي زنند. مهمترين شخصيت حامي ناطق نوري بعنوان كانديداي راست، هاشمي رفسنجاني آخرين رئيس جمهور ايران است. مهترين شعار خاتمي آزاديهاي مدني و جلوگيري از انسداد سياسي است. مردم آگاهانه و بيش ازآنكه رأي آري به خاتمي بدهند، رأي نه به بي عدالتيها و سياستهاي سازندگي آقاي هاشمي مي دهند. اما غافل ازاينكه قرار است بيشتر همان سياستها دراين دوره هم ادامه داشته باشد. ثروت اندوزي و حيف و ميل بيت المال، مسابقه رفاه و تجمل ميان مسؤولان، تجمل گرايي مسؤولان، رانخواري و ... از آزاديهاي سياسي و مدني هم آنچه به عموم مردم منتقل مي شود، فساد اخلاقي عمومي و خصوصي، تمسخر و انكار ارزشهاي ديني و انقلابي، توهين به اعتقادات مردم و ... است. طرح و بسط گفتمان عدالتخواهي، مبارزه فرهنگي با فقرو فساد و تبعيض، حركتهاي دانشجويي، طلبگي و دانشجويي و تلاش جهت زنده كردن ارزشها و اصول كمرنگ شده يا از دست رفته انقلاب و امام ازطرف رهبر و فرزندان انقلاب كه وابسته به هيچ جناح خود ساخته اي نيستند، جريان دارد.
انتخابات رياست جمهوري – 1384
مجموعه حركتهاي عدالتخواهانه از طرف رهبر، جوانان، اساتيد، روحانيون و ... از طرف آقاي احمدي نژاد به رسميت شناخته مي شود. و با شگفتي همه سياسيون و چپها و راستها و ليبرالها و التقاطيون و متحجران و مقدس نماها و... ازطرف مردم پذيرفته مي شود كه اين نه به معناي رويكرد مردم به يك شخص، كه به معناي عشق به تفكر امام و انقلاب اسلامي است وجالب اينجاست كه همه مخالفان آنروزهاي آقاي ناطق و آقاي هاشمي، اينبار طرفدار دو آتشه رقيب احمدي نژادند و فرياد شروع دوره اختناق و ديواركشي خيابانها سرمي دهند. امافرق اين انتخابات با 1376 اينست كه رأي مردم بجاي سلبي و نه به يك تفكر، آري به تفكر ديگريست. اما كاش، اين نقطه انتهايي درس گرفتن تفكر ليبرال – سرمايه داري بود.
انتخابات رياست جمهوري – 1388
هنوزهم جناحهاي سياسي و سياست بازها و... درس نگرفته اند.
بعدازمناظره سروصداهايي ازبيرون بگوش مي رسد. به ستاد احمدي نژاد دور ميدان برق مشهد مي روم. شهر دراين ساعت شلوغ و زنده است و لحظه به لحظه شلوغتر مي شود. چهار جوان ازخيابان عبورمي كنند. قيافه هايشان شباهتي با مذهبي ها و طرفداران دو آتشه احمدي نژاد ندارد. يكي به ديگري مي گويد :«دمش گرم دهن هاشمي رو سرويس كرد» و بي توجه به اتفاقات جلوي ستاد عبورمي كنند بطرف حرم مي روند. درطرف ديگر ميدان، يك پژو پارس با شعارهاي خاص طرفداران احمدي نژاد ايستاده است. آنطرفتر چند ماشين مدل بالا ايستاده اند ومشغول چسباندن پوسترهاي احمدي نژادند. بين دو نفر درگيري شده است. جواني سرمي رسد و بلند مي گويد : «امشب، شب وفات امامه رعايت كنيد» و نفرديگر فرياد مي زند«نثار روح حضرت امام صلوات» و مرافعه ختم به خير مي شود. كم كم دور ميدان آنقدر شلوغ مي شود كه راهي براي عبور ماشينها باقي نمي ماند. عده زيادي كنار ميدان ايستاده اند و با پرچمها و عكسها و يا با انگشتان V شكل براي ماشينها و موتورها دست تكان مي دهند. وانت پيكاني مدل پايين، نمايان مي شود. بار وانت آنقدر پراست كه چند نفر مجبور به ايستادن روي سپر شده اند. يادروزهاي پيروزي انقلاب مي افتم...
مگر چه چيزهايي از 1376 و 1384 تا امروز تغيير كرده است؟ تفكر آقاي هاشمي؟ تفكر آقاي خاتمي؟ رفتار حكومتي و اقتصادي اطرافيانشان؟ شعارهايشان؟ روشهاي انتخاباتي و تبليغاتيشان؟ يا... چطور ممكن است مردم دوباره به اين تفكرات متحجرانه و مصلحت انديشانه رو بياورند. فارغ ازاينكه دراين دوره چه كسي رأي مي آورد، دعا كنيم هميشه رأي مردم ايجابي و آري به ما باشد نه سلبي و نه به رقيبمان.
بسم الله الرحمن الرحیم
یک فیلم صادقانه
احمدی نژاد مثل همیشه خوب است و شاید خوبتر ازآن چیزی که فکرش را می کنیم. با ثبات، شجاع و با اعتماد به نفس. فضای عمومی فیلم هم صادقانه است و میزان ارتباطش با مخاطب بالاست. قطعات انتخاب شده از فیلمهای سفرهای استانی هم زیباست و حتی طنزی ملیح را برای تعدیل فیلم به همراه دارد. درمورد هولوکاست بعنوان یکی ازافتخارات احمدی نژاد درفیلم خبری نیست که امیدواریم درفیلم دوم به آن پرداخته شود. البته فیلم نقاط ضعفی هم دارد. چینش شمقدری برای مصاحبه درشأن احمدی نژاد نیست. احمدی نژادی که درطول فیلم همراه فقرا و عدالتخواه است، توی مبل سلطنتی و فرش آنچنانی و دریک دکور سیاه و کم نور و باکت وشلوار، تماشاگر را یاد آن احمدی نژاد ساده زیست فیلم 4سال پیش نمی اندازد.
بسم الله
الرحمن الرحيم

اقلام جهيزيه يك زوج مستضعف درمناطق پايين شهر مشهد :
گاز بدون فر، رختخواب يك دست، سرويس پلاستيك، چهار قابلمه روحي، سماور، استكان و نعلبكي و قوري، سجاده و جانماز، چرخ خياطي، سيني، سرويس ملامين 6 نفره، [درصورت توانايي داماد[ فرش ماشيني 3×4 و يخچال
قيمت تقريبي جهيزيه : 500 هزار تومان
بخشي از اقلام جهيزيه يك زوج مذهبي با مشخصات ذيل در مشهد :
عروس : خواهر زاده شهيد، دختر يك خانواده مذهبي(مادر و مادر بزرگ چادري و مقيد)، رشته علوم دامي، مذهبي، چادري، مقلد رهبر انقلاب
داماد: مذهبي(ريش و بقيه مظاهر مذهبي)، ليسانس حقوق، پسر يك خانواده مذهبي، ماشين پژوي 206
مشخصات منزل : ملكي، حياط با تزيينات پاركي، آسانسور، آپارتمان 150 متري، سه خوابه كف سراميك، دربهاي چوبي، آيفون تصويري، نور مخفي، گچبري، كولر گازي و...
دالان ورودي : مبل راحتي قرمز، سرويس كريستال قرمز ميوه هاي خارج فصل، سرويس آركوپال، عروسك قرمز، گلدان بلند قرمز، شمع قرمز، شيريني خانگي توي ظرف قرمز، چند شاخه گل قرمز و...
پذيرايي : سينماي خانگي، سرويس مبل هشت نفره(اقلام : كريستال چك، آجيل، ميوه، روميزي ترمه، كوسن سرمه دوزي، سجاده و جانماز ترمه سرمه دوزي) و نهارخوري هشت نفره منبت كاري با كله شير(اقلام : ترمه سرمه دوزي، سرويس چيني بزرگ شبه عتيقه، سرويس قاشق چنگال)، بوفه ظرف دو عدد(اقلام: كريستال تزييني)، ميز كوچك(اقلام: ظروع شمع دار)، آينه و دراور منبت كاري بطول دو متر، لوستر بزرگ، 40 لامپ سقفي، قاب بزرگ نقاشي ، ساعت شماته دار بزرگ، گرامافون، ظروف عتيقه صندوقچه قديمي حاوي سجاده ترمه و چادر نماز، عروسك بزرگ و...
آشپزخانه : يخچال فريزر سايد باي سايد(اقلام: انواع خلال خشكبار، انواع ميوه و سبزي، ماهي و مرغ سرخ شده، كيك خامه اي، انواع آبميوه، انواع سس، انواع نوشابه، انواع كنسرو، شير، تخم مرغ تزيين شده، سالاد اولويه و...)، ماكروفر، دو دستگاه گاز، كباب پز برقي، سرخ كن، ماشين ظرفشويي، ماشين لباسشويي، غذاساز، چرخ گوشت، چاي ساز، آبميوه گيري، سرويس قابلمه چند سرويس، ميز چهار نفره صبحانه خوري، سرويس قاشق چنگال، چهار سرويس ظرف آركوپال (حدود چهارصد تكه)، مخلوط كن، حبوبات، ماكاروني، انواع ترشي و...
اتاق كار داماد: ميز بزرگ كامپيوتر(اقلام : لب تاپ، چاي ساز، سيني و استكان، ظرف كريستال شكلات، سرويس اداري روميزي)، صندلي گردان بزرگ، كولر گازي ايستاده، سرويس لحاف و تشك، سرويس قابلمه، سرويس كريستال، كتابخانه چوبي درهرطبقه دو عروسك، پتو، لباس داماد، قاليچه دستباف و...
حمام (تمام وسايل حمام صورتي است ): جكوزي، وسايل بهداشتي، انواع حوله و...
اتاق خواب : تخت منبت كاري، روتختي تمام كاردست، عكسهاي بزرگ عروس و داماد، دراور بزرگ منبت كاري، لوازم آرايش آلماني خيلي زياد، لباسهاي عروس و داماد، آباژور، يخچال كوچك ( اقلام: كيك كاكائويي، معجون، آبميوه، ميوه،مربا، ژله، خامه و...) و...
اتاق سوم : دو دست رختخواب كامل، دو لحاف، دو لحاف ديگر، چرخ خياطي و ميز، اتو بخار، اتو پرس، جارو برقي، قاليچه دستباف
سرويس بهداشتي : انواع شوينده ها، حوله، دستمال كاغذي رنگي و...
قيمت تقريبي جهيزيه : حدود 40 ميليون تومان
قيمت خانه : 150 ميليون تومان
[اقلام بر اساس مشاهدات عيني و قيمت حدودي مي باشد.]
بسم الله الرحمن الرحيم
راهكارهاي استخراج شده ازنظرات خوانندگان مطلب پيشين دررابطه با تحريم كالاهاي حامي صهيونيستها :
نوشابه های کوکا کولا در مراسم های مذهبی ممنوع شود و بچه هیاتی ها از این نوشابه ها استفاده نکنند
اطلاع رسانی به مردم
حمایت از تولید داخلی و تبلیغ مصرف کالاهای تولید داخل
استفاده از تبلیغات براي بازگرداندن ذائقه مردم به مسيرهاي طبيعي قبلي.
دليل برخورد نكردن حکومت با شركتهاي توليد كننده كالاهاي صهيونيستي : قصه تلخ باندبازی ها ، سیاسی کاریها ، آقازاده گرایی ها و کیسه های گشاد دوختن ها که تکرار آن به اشکال مختلف، ما را از راه خمینی کبیر و تفکر ناب او به بیراه کشانده است.
من كوكا نمي خورم و اگر بخواهم به جاي آب گاهي تغيير ذايقه بدهم مزه ي پپسي رو ترجيح مي دم.اما اگر مي خواهيد (در مواردي كه ارتباطات شركت داخلي با منشا خارجي آن شديد است و منشا خارجي ارتباط بسيار نزديكي با اسراييل جنايت كار دارد) مبارزه منفي بفرماييد بهتر است بجاي شكستن شيشه و تجمع هايي كه بي جهت ترس در دل سرماييه گذار خارجي(و حتي سرمايه گذاران منفعت طلب و متاسفانه ترسوي داخلي ايجاد مي كند، مردم رو آگاه بفرماييد.بگوييد كه اين شركت ها سرمايه گذاران وابسطه يهودي هم دارند و بعد ارتباطاتشان و مضرات اين اطعمه و اشربه.و اگر مقبول مردم باشد و تحريم مردمي شكل بگيرد (يعني كه مردم پس از قانع شدن از خريد كالا امتناع كنند)سرمايه گذار خود مجبور است كه براي تامين نظر مردم سرمايه اش را در جهت خواسته ايشان سوق دهد....
جلوگيري ازتبليغات اين كالاها در تلويزيون
عمل به شيوه و سيره حضرت امام و رهبري در آگاه سازي توده مردم و حركات مردمي و نه مسلحانه !
دادن فحشهاي ركيك ناموسي (دركامنتهاي خصوصي )به همه دست اندركاران كالاها!!
قطع ارتباط دولت با این شرکت ها طی یک برنامه زمان بندی شده.
وارد شدن دربازار ميلياردي محصولات با مارك تجاري حلال.
استفاده از مزيتها و توانمنديهاي محصولات داخلي براي رقابت با اين محصولات كه به تدريج باعث جايگزيني مي شود.
به اميد اون روزي كه هيچ ايراني پولشو توي جيب يه خارجي نريزه...
هنر اينجاست كه در سخترين شرايط هيچ كس از قانون تعدي ننمايد
فکر نمی کنم از افرادی که در بدنه رسانه های استان به امثال کوکا کولا حال می دهند خبری داشته باشید.
ايولله مي خواستم به يكي بگم اون جلسه رو بنويسه! دمت گرم!
بسم الله الرحمن الرحيم
آقاي روابط عمومي
حدود دو سال پيش بود...
توي مشهد با گروهي از بچه ها درمورد تحريم كالاهاي حامي صهيونيستها كار مي كرديم. چاپ تراكت و پوستر و توزيعشان در مجامع عمومي شهر مثل راهپيمائيها و نماز جمعه ها و... آنروز مثل حالا عقيده داشتم كه بهترين عامل بازدارنده صهيونيستها و بهترين راه ضربه زدن به آنها بجز در ميدان جنگ مستقيم، مقابله اقتصادي است و لابد همه مي دانيد در قرآن چقدر به حريص بودن قوم يهود اشاره شده است و ...
اما مشهد يكي از خطوط مقدم مبارزه با مصرف كالاهاي حامي صهيونيست است. كارخانه خوشگوار مشهد كه گفته مي شود سهامدارانش جمعي از آقازاده هاي آشنا و ناآشنا هستند، سالهاست توليد كوكاكولاي اصل و مشتقاتش(فانتا، سپرايت و...) را شروع كرده و مثل ويروسي در حال تكثير است. آنسال بيشتر همت ما شناساندن كوكا كولا به عنوان يك محصول حامي صهيونيسم شد...
مدتي بعد از روابط عمومي كارخانه خوشگوار تماس گرفتند و بعد از اينكه تلفني نتوانستند مارا قانع كنند قرار ملاقاتي گذاشته شد و قرارشد از اين ملاقات خبري به بيرون درز نكند، چون آنها تكذيب مي كنند و ...
مدير روابط عمومي و نوچه اش كه پشت تلفن مظلوم و باادب بودند، با قيافه هاي اخمو و طلب كارو با مثلاً اعتماد به نفس آمدند و اول نگاه عاقل اندر سفيهي به اين چند تا جوانك پابرهنه انداختند و نشستند. اما هرچه صحبتها جلو مي رفت، بيشتر عرق آقاي روابط عمومي درمي آمد...
ما شروع كرديم و استدلالهايمان را آورديم كه به ثابت شده كوكا كولا جزو اين شركتهاست و توليدش بايد متوقف شود و درشأن جمهوري اسلامي و شهر امام رضا نيست كه در 10 متري ورودي حرمش تابلوي كو كا كولاي اصل بالا برود و اينكه ما تا جايي كه توان داشته باشيم اين قضيه را پيگيري مي كنيم.
آقاي مدير عامل هم استدلالهايي داشت :
ما به هيچ وجه حامي رژيم غاصب صهيونيستي نيستيم. هيئت مديره و سهامداران ما همه جزو اشخاص شناخته و شده و مذهبي و انقلابي هستند.
ما فرمول ساخت نوشابه را به آنصورت هم مستقيم از شركت مادر نمي خريم!! ما با يك واسطه فرمول اصلي را از يكي از شركتهاي اروپايي فرمول را مي خريم.
سال يك ميليون دلاري كه ما صرف خريد پودر اصلي نوشابه مي كنيم، در مقابل اشتغال زايي و فروشي كه ما مي كنيم هيچ است و عامل مؤفقيت ما همين فرمول اصلي است.
مردم به طعم نوشابه هاي اصل آمريكايي عادت كرده اند و نمي توانيم ذائقه شان را عوض كنيم.
اين نوشابه ها آنقدر هم براي سلامتي مضر نيست و در همه دنيا مصرف مي شود.
شما نمي توانيد با يك فعاليت مفيد اقتصادي مقابله كنيد،ما براي رسيدن به چنين جايگاهي خيلي زحمت كشيده ايم و از جيب همين مردم و وامهاي بانكها سرمايه گذاري كرده ايم. شما داريد همه زحمات مارا دود مي كنيد...
نوشابه هاي ديگر ماهم فروش دارد ولي نوشابه اصل در بازار مؤفق تراست.
اگر كار ما خلاف است چرا حكومت چند سال است به ما اجازه فعاليت داده و ما د رحال فعاليت اقتصادي درچارچوب قوانين جمهوري اسلامي هستيم.
مغز هردو گروه درحال دود كردن بود. نه ما حرفهاي صدمن يه غازآقاي روابط عمومي را قبول مي كرديم و نه او مباني ما را مي فهميد و قبول مي كرد. از شما خوانندگان زمبور مي خواهم به شبهات آقاي مديرعامل جواب بدهيد. در پست بعدي اين جوابها و جوابهاي خودم را جمع بندي خواهم كرد.
بسم الله الرحمن الرحيم
صحيفه سجاديه از نگاه شهيد صدر
شهيد سيد محمد باقر صدر مرجع بزرگ و انقلابي شيعه بود كه با فرمان صدام به شهادت رسيد. اين شهيد بزرگوار از بنيانگذاران روشنفكري ديني در حوزه هاي علميه ويكي از اميدهاي جهان تشيع به شمارمي رفت. شهيد صدر بجز شخصيت يك مرجع شيعه، محققي توانمند و دانشمندي بزرگ بود. كتاب اقتصادنا ي او هنوز هم بي بديلترين كتاب در زمينه اقتصاد اسلامي است. شهيد صدر در متني كوتاه كه مي توان آنرا مقدمه اي بر صحيفه سجاديه به حساب آورد به تحليل شرايط اجتماعي – سياسي زمانه امام علي ابن الحسين مي پردازد و ابعاد متفاوتي از دوران را عيان مي كند. اين متن از ويژگيهاي خاصي برخوردار است.
1- شهيد صدر اين متن را نه فقط براي شيعيان و يا حتي اهل تسنن، بلكه براي همه انسانهاي حق طلب و جستجوگر نوشته است. هرچند متن از چنان انسجامي برخوردار است كه براي مسلمانان از همه فرق نيز قابل استفاده است.
2- اين مرجع روشنفكر شيعه بدون ابراز هيچ تعصبي نسبت به شيعه و حتي ائمه شيعه متن را برپايه ادله محكم تاريخي نگاشته است. بنابراين جملات او خالي از هرگونه اغراق، غلو، تعصب، تحقير و يا تحريك مذاهب اسلامي و يا اديان ديگر است براي رسيدن به چنين شيوه اي، شهيد بيشتر به جنبه هاي ايجابي زندگي و خصوصيات امام زن العابدين پرداخته است. اين متن را مي توان مطلبي وحدت گرايانه در عين تبليغ براي تشيع دانست.
3- نگارنده براي نشان دادن ويژگيهاي صحيفه سجاديه، نگاهي به تاريخ اسلام و بستر زماني – مكاني زندگي امام علي ابن الحسين انداخته، اما اين نگاه بيش از آنكه تاريخ نگاري صرف باشد، نگاهي تحليلي به تاريخ اسلام است. با چنين نگاهي، بجز جنبه هاي تاريخي، بسترهاي اجتماعي، سياسي و اقتصادي زندگي يكي ازائمه شيعه در متني كوتاه به خوبي عيان مي شود.
4- تكيه شهيد صدر برمنابع اهل تسنن در عين اينكه تبحر و تسلط اورا براين منابع نشان مي دهد، باعث استحكام بيشتر متن و سنديت محكمتر متن در ميان غير شيعه مي شود.
5- آسيب شناسي شهيد صدر از تحولات و زمانه امام زين العابدين و اشارات موشكافانه اش به دو مشكل اساسي مسلمانان در آن دوران، نشان از تسلطي شگرف به تاريخ اسلام و روحي عدالتخواه و ظلم ستيز دارد. شيوه اي كه در دوران معاصر نظيرش را در آثار علامه محمد رضا حكيمي ديده بوديم.
6- نگاه شهيد صدر به امام سجاد با آنچيزي كه غالباً در مناسبتها از اين امام بزرگوار ديده بوديم، تفاوت ماهوي دارد. براي ما كه هميشه عادت داريم امامانمان را از دريچه نگاه مداحها ببينيم، زين العابدين، امامي هميشه بيمار و هميشه در حال نماز و دعاست. اما شهيد صدر مارا با زاويه اي حقيقي از زندگي امامي روشن مي كند كه بنيانگذار فقه شيعه و شروع كننده جلسات درسي شيعه است. امامي كه روح سلحشوريش، باعث همراه شدن هزار سوار با او مي شود. امامي كه دعاهايش راهم در جمع مسلمانان و نه در خلوت تنهايي خود، خوانده است.
متن كامل مطلب شهيد صدر را در بخش ادامه مطلب بخوانيد.
بسم الله الرحمن الرحيم
پس از دو ماه سلام، به دو دليل نتوانستم دراين مدت وبلاگ را بروز كنم. يكي مشغله زياد دو فيلم مستندي بود كه درحال ساخت بوديم. ودليل دوم .... بي خيال همين يكي كافي است. سعي مي كنم هر هفته يا نهايت ده روز درخدمت باشم. اين آيه را كه يك سال پيش در شروع كار زمبور برايتان نوشتم، تكرار مي كنم.التماس دعا
بسم الله الرحمن الرحيم
تلک الدار الآخرة نجعلها للذين لا يريدون علواً في الارض ولا فسادا والعاقبه للمتقين. «قصص 83»
بسم الله الرحمن الرحيم
اين مقاله يكي از مطالب سانسور شده من درزمان سردبيري برادر ميري در شهرآراست. البته ايشان نقشي در حذفها نداشته اند. اين سانسور به مديريت مسؤول وقت شهرآرا يعني معاونت فرهنگي شهرداري بازمي گردد. اين مقاله تلنگري دارد به نمايشگاه خودرو مشهد در آنزمان و البته همه نمايشگاههاي برگزار شده در جمهوري اسلامي.
توضیح تکمیلی: این یادداشت توسط خود آقای جواد میری حذف شده بوده است. این توضیح، دوازده روز بعد از ثبت مقاله از طرف آقای میری ارائه شد.
کالايي بنام «زن»
برخلاف جامعه ما که واژه فمينيسم وريشه ها وتعاريف آن دور از دسترس نگه داشته شده و فمينيسم ترين افکاروايذاً اعمال به شکل هيولايي بي شاخ ودم با آن برخورد مي کنند ــ که همينها هم هست ــ وخود را بري ازآن مي دانند، در مغرب زمين بااين تفکربا شيوه اي شفاف ومدرن وافتخار آميزبرخورد مي شود. شايد خيلي هاگمان کنند كه اصليترين دعوي فمينيسم ( جنبش ماده گرايي مفرط ) دادن آزاديهاي نامحدود پوشش، رفت وآمد ، ارث ، نفقه و ... به زنان است. اما اين فقط ظاهر فريب دهنده است وآنچه در عمل وپشت پرده نمايان است، نگاه ابزاري به زن و استثماراو براي بهره کشيهاي مختلف است. در آنجا زن ومرد، کارگر و کارفرما، مدل ومبدل و... باور کرده اند که زن ــ گوش شيطان کرــ کنيز مطبخي و کلفت شوهر وتوسري خور و... نيست ــ که بيشتر موارد هست ــ ولي اينرا هم قبول کرده اند که زن بهترين ابزار مديران ومبلغان وسياست بازان و... است. اورامي توان بعنوان همسرزيباي يک رئيس جمهور، همدم خوش آب ورنگ فلان هنرپيشه، دوست بهمان ورزشکارو... قرار داد و به بيشترين شهرت وجذابيت و سود رسيد. وآيا اصولاً مرد استثمارگر غربي به عمده زنان، نگاهي بجز کسي عريانتر از خود در مجامع رسمي و يکي براي دفع غرايز در مواقع غير رسمي دارد؟ اينچنين است که زن در بعد تبليغات و تجارت تبديل به شاه کليد مي شود. اگر تيزرهاي تبليغاتي تلويزيوني اقصي نقاط جهان را بررسي کنيد، کمتر آگهي را مي بينيد که از زن بعنوان يک ابزار تحريک جنسي وجلب مشتري استفاده نبرد. ويا درنمايشگاههاي تجاري سراسر جهان از سبيت و... گرفته تانمايشگاه بين المللي خودرو مشهد، شهر امام رضا (ع).
و ما چقدر خوش خيال بوديم که فکر مي کرديم همه افاضاتمان درباره زن، به زنان بي تربيت غربي برمي گردد. نمي دانستيم ــ بابا جدي نگيريد مي دانستيم ــ بيخ گوشمان در شهر مقدس مشهد ودر دولت عدالت محور وکرامت محور ودر فصل اجراي طرح امنيت اجتماعي با غرفه هايي روبرو مي شويم که همان استفاده ابزاري از زن را البته بدون عرياني انجام مي دهند.
توي يکي ازغرفه ها پر است از خانمهاي خوش آب ورنگ که رنگ لباسشان با آرم قرمز وسفيد شرکت هماهنگ شده وبراي اينکه خداي نکرده در گرماي 35 درجه سرما نخورند، شال گلي قرمزي انداخته اند که تا پايين زانويشان مي رسد. راستي چرا ما احساس سرما نمي کنيم؟!! تازه شنيدم اينهاهرروز جاي رنگ مانتو و شال وشلوارومانتو وکفشهايشان را عوض مي کنند که خاطر بازديدکنندگان از يک قيافه تکراري مکدر نشود. البته خانمهاي غرفه دار بيشترشان سعي کرده اند کمترين تار مويشان ديده شود ــ جهت رفع گير خانمهاي ستاد امر به معروف ــ و شلوارها و مانتوهايشان هم با استاندارد سانتي متري نيروي انتظامي تطابق داشته باشد.
توي غرفه اي ديگر خانمها درهمه مشاغل از جاروکشي گرفته تا مسؤول غرفه، حضوري حماسي ودر صحنه دارند. اينجا هم رنگ لباسها با رنگ آرم شرکت که از قضا مانند شرکت قبلي قرمز آلبالويي است، هماهنگ است.
با يکي از خانمهاي ستاد امر به معروف صحبت مي کنم. مي گويد ما تذکر داده ايم. الآن ديگر حجابشان بهتر شده. به او مي گويم: مگر دعواي ما فقط بيرون بودن چند تار مو و کوتاه و بلند بودن پاچه يک شلوار و تنگ وگشاد بودن يک مانتو و چادر است. مسأ له استفاده ابزاري از زن بعنوان يک کالاست که قرار است در کنار کالاي اصلي وبعنوان يک کاتاليزور در فروش کالاي اصلي دخالت کرده و آنرا به بيشترين فروش برساند.
آنوقت مدير فرهنگي نمايشگاه ــ نمايشگاه مدير فرهنگي هم دارد!! ــ مي فرمايند : « اين مجموعه به دختران خردسال ونوجواني که با حجاب اسلامي در فضاي نمايشگاه حضور يابند، در هردوره 300 بن کتاب اهدا مي نمايد. »
به اين مسؤول نمونه جهت اين مواجهه سطحي که فقط به درد پر کردن صفحات گزارش به مقامات مافوق مي خورد، تبريک مي گويم. مگر جاري کردن احکام دين با دادن بن کتاب به 300 خردسال قابل انجام است. شما بزرگترها را رها کرده ايد وسراغ خردسالان رفته ايد؟
برادر عزيز بيش از اينکه کنترل مردم به عهده ودر حد توان شما باشد، کنترل شرکت کنندگان غرفه ها به عهده شماست. نمايشگاه يک چرخه بسته وقابل کنترل است وشما اگر بخواهيد مي توانيد کرامت زن وارزشهاي دين را در آن جاري کنيد حال يا نمي توانيد، يا نمي خواهيد.
۱۱ شهریور۱۳۸۶
بسم الله الرحمن االرحيم
چشمان گريان و دست لرزان
خدا قسمت هيچ كس نكند انتخاب دو نفر از ميان اين 4 كانديداي دور دوم مجلس مشهد را ( با عذر خواهي از خوانندگان غير مشهدي وبلاگ) چه خيلي از دوستان و حتي بچه حزب اللهي ها و رزمنده ها به خاطر اين شرايط تصميم گرفته اين يا در انتخابات شركت نكنند ويا رأي سفيد بيندازند. البته من بر اساس قاعده عقلي دفع افسد به فاسد به دو نفر رأي خواهم داد. البته با چشمان گريان و دستي لرزان.
تصميم گرفتم به اندازه شناختي كه در اين مدت حاصل شد به تشريح خصوصيات اين چهار نفر بپردازم. با اين قيد كه ممكن است خوانندگان محدود اين وبلاگ به همين ميزان از آگاهي من نياز داشته باشند.( اسامي كانديداها بر اساس حروف الفباست )
1- آفريده : ايشان را فقط در جلسه در مدرسه حضرت مهدي (با مديريت حاج آقا نظافت كه كانديداهاي ديگر را نيز دعوت كرده اند) ديدم. صبر و حوصله در جواب دادن به سؤالهاي بعضاً تند حضار و قيافه بشاش و البته وجهه علمي ايشان مي تواند از نقاط مثبتشان باشد. اما آفريده هم مثل ديگران بيشتر از متكي بودن به وجهه علمي و مردميش تكيه بر مناسبات جناحي و حزبي و بعضي تفكرات كليشه اي ديكته شده از طرف جناح خود دارد. ايشان در پاسخ سؤالي مبني بر اينكه اگر جبهه متحد هم شما را در ليستش بگذارد، قبول مي كنيد گفت : بله هركس مرا حمايت كند قبول مي كنم. ايشان هزينه تبليغتيش را 15 ميليون تومان ذكر كرد كه اگر كسي تعرفه روزنامه وقيمت مواد تبليغي بكار رفته و گستره مشهد را ببيند اين سخن را خالي از صداقت خواهد يافت.
آفريده در سخنان خود بر نكته اي تأكيد كرد كه به نظر پايه فكري او و جناح مربوطه اش را تشكيل مي دهد. ايشان بارها تأكيد كرد كه قائل به جمهوري اسلامي است نه حكومت اسلامي و بعد كه الگوي مناسب يك كشور اسلامي را مالزي ذكر كرد، پي به افق نگاهش به انقلاب اسلامي مي توان برد. يكي از شعارهاي ايشان، ترميم چهره تخريب شده بين المللي ايران است. و من هيچ مظلوميتي و حتي نشاطي در رفتار و كردارشان نمي بينم. ايشان درجواب سؤالهاي مربوط به امام حتي نمي توانست اسم امام را درست تلفظ كند و از نظر سياسي با يك نفر عوام فرق زيادي نداشت.
ايشان همچنين شايعه حضور در تحصن و امضاي نامه در مجلس ششم و شايعه دست داشتن در افشاي اطلاعات محرمانه هسته اي را رد كرد.
2- رحماني فضلي : تجربه مديريتي زياد و مشاغل متعدد كه بيشترشان كشوري بوده است، همراه با اقرار زبانيشان به مباني انقلاب و نظام مي تواند نقاط مثبت شخصيتي ايشان باشد.
من رويه ايشان را در سخنرانيهاي دور اول ديده بودم. سخنراني با عجله و با تأكيدات زيركانه بر مشاغل و مسؤوليتهاي گذشته و خروج با عجله از جلسه كه فرصت پاسخگويي به حضار را نمي داد. همچنين عده كشي فاميلي و ستادي به محل جلسه اي كه من حضور داشتم (مسجد مقداد- مطهري شمالي ) و بعد كه من جلو رفتم و درخواست پاسخگويي درباره عملكرد مصلحت انديشانه و محافظه كارانه شان در صدا و سيما را كردم، جوابي كوتاه دادند و بيرون رفتند و بعد يكي از عده ايشان جلو آمد و با لحني بد گفت : شما حق نداري آقاي دكتر را تخريب كني و اين چه سؤالي بود و ... ما پيش از اين درباره عملكرد ايشان در صدا و سيما تحقيق كرده بوديم و مي دانستيم كه مناسبات نامناسبي وجود داشته و ايشان هر عملكرد مثبتي در مجموعه صدا و سيما را به حساب خودش گذاشته است. نكته آخر هم تبليغات وسيع ايشان است كه البته رقمش را ( درمسجد عمار ياسر خيابان مهدي) 12 ميليون تومان ذكر كردند.
3- قاضي زاده : شعار ايشان مشابه آقاي احمدي نژاد و خودشان يكي از مديران دولت هستند اما اينها براي احمدي نژادي بودن ( و البته نه حق مطلق بودن) كافيست؟ آيا احمدي نژاد با لابي كشي ها و لاس زدنهاي پشت پرده جناجي و سياسي با احزاب و گروههاي سياست زده و بودار در انتخابات شركت كرد؟ آيا احمدي نژاد وابستة پا بسته جناح راست بود ؟ و چراهاي بسيار ديگر. در جلسه اي كه من حضور نداشتم ولي چند نفر از دوستان تعريف مي كردند، طرفداران ايشان در واكنش به سؤالاتي پيرامون عملكرد ايشان در دانشگاه سمنان شلوغ مي كنند و براي سلامتي مدير كارآمد احمدي نژاد صلوات نثار مي كنند و جلسه را به تشنج مي كشند. در مورد كارآمدي هم من تا بحال ازايشان طرح و برنامه اي عملي وعيني و مرتبت با شعارهايشان نديدم (همچنانكه از سه نفر ديگر هم نديدم)
4- كريمي : شايد ساده زيستي و زندگي مناسب خانوادگي و همچنين سابقه جبهه ( كه البته هيچ كس از نحوه و مكان و زمانش به درستي مطلف نيست ) ملاكهاي مثبتي طلقي شوند.
اما در مورد آقاي كريمي بايد در دو حوزه سخن گفت :
- عملكرد در بسيج: همه بسيجياني كه قدري قدرت فكر كردن دارند، امروز روشن است كه بسيج خراسان در بيشتر رده ها نسبت به دهه آغازين انقلاب در وجود روح ديني و انقلابي، ابتكار وخلاقيت، عدالتخواهي و مردم داري و... ضعيفتر و در بعضي رده ها مثل بسيج دانشجويي در شرف فرو پاشي است. اينرا با توجه به بسيجي بودن خود و صحبتهاي مفصلي كه باخيلي از بسيجيها داشته ام مي گويم. و اين بيشتر از هرچيز به روش مديريتي آقاي كريمي در اين سالهاي سرداريشان برمي گردد. روشي كه در آن اراذل مقدم بر افاضلند و هر گلوي حق گو و هر مغز متفكري طرد شده و فقط حرف گوش كنها و كم فكر كنها باقي مي مانند. اين عملكرد خصوصاً در بسيج دانشجويي با شدت بيشتري به انجام رسيده و امروز كسي مسؤول بسيج دانشجويي است كه با وجود ارادت قلبيم نسبت به ايشان، فقط يك اجرا كننده صرف بوده و كمتر ابتكار و فكري را به مجموعه تزريق كرده است. و خيلي مسائل ديگر كه بماند تا بعد.
- عملكرد در انتخاباتها : آقاي كريمي به بهانه وجود خطر چپيهاي كافر!! و در خطر بودن اسلام، در ادوار اخير انتخاباتهاي مشهد، نتيجه انتخابات را با هوالمطلوبهاي بيت المال تغيير داده اند. آنهم ذيل و با گفتمان يك جناح سياسي و بدون فكر و آگاهي بخشي به بسيجيان و سوء استفاده از آنها بعنوان يك عمله سياسي ( من مخالف حضور بسيج به شكل آگاهانه و مستقل در انتخابات نيستم و بلكه آنرا واجب مي دانم) اما حالا كه خطر همان چپيهاي كافر!! در ميان است، جهت تكليف گراييشان معكوس شده و علاوه بر اينكه انصراف نمي دهند، تشويق به تك رأي دادن مي كنند كه نتيجه اش رأي آوردن همان چپيهاي كافر!! وخود تكليف گرايشان است. همچنين ايشان سالها ارئه دهنده الگوي صالح مقبول بجاي اصلح بوده اند، حالا چه شده است كه خودشان را كه بر فرض اصلح هستند بر دو نفر صالح مقبول ديگر برتري مي دهند؟
اللهم اجعل عواقب امورنا خيرا
درباره مطلب پیشین، توضیحی را به خوانندگان به خصوص شهرستانیها عرض می کنم. لیست
هوالمطلوب ابتدایی - نام لیستهایی با برگه های کوچک است که از طرف بسیج خراسان در انتخاباتهای
شورای شهر و مجلس سه دوره گذشته مشهد پخش می شد و باعث تغییرات مهمی در نتایج آرا می
شد. این لیستها بیشتر مطابق لیست راست یا جبهه پیروان می شد - لیست کامل جبهه متحد
اصولگرایان مشهد است. و لیستهای بعدی قلابی همین لیست است که در هر کدام و با همان روش غلط
بسیج اسامی نفراتی جایگزین اعضای اصلی شده اند. آخرین هوالمطلوب هم عصاره همه فسادهای
انتخاباتی این دوره مشهد به انحای مختلف است. نفر اول لیست یعنی آقای کریمی هم فرمانده سابق و
چند ماه پیش بسیج خراسان هستند که حالا از بسیج استعفا داده وآمده اند تا سهمشان را بگیرند.
بسم الله الرحمن الرحیم
هوالمطلوب ها
- گروههای اصولگرا در حال مذاکره برای دادن یک لیست مشترک هستند.
- در میان اصولگرایان ائتلاف 5 + 6 شکل گرفت.
- لیست اصولگرایان در مشهد بزودی اعلام خواهد شد.
- شکاف در گروههای اصولگرا.
- رایزنیها برای یک لیست مشترک همچنان ادامه دارد.
- مهندس ... اعلام کرد اگر در لیست اصولگرایان قرار نگیرد افشاگری خواهد کرد.
- با احترام به آقای ... ودیگر کاندیداهای انتخابات مجلس شورای اسلامی, لیست جبهه متحد اصولگرایان
در حوزه انتخابیه مشهد و کلات به شرح ذیل است:
- لیستهای هوالمطلوب در راهند.
- آیا بسیج هوالمطلوب توزیع خواهد کرد؟
- لیست هوالمطلوب 1: کریمی،قاضی زاده، آریان منش، شریعتی، فاکر
- لیست هوالمطلوب 2 : کریمی،قاضی زاده، آریان منش، شریعتی، رحمانی فضلی
- لیست هوالمطلوب 3 : کریمی،قاضی زاده، آریان منش، خراسانی ، رحمانی فضلی
- لیست هوالمطلوب 4 : کریمی،قاضی زاده، دلاور، اعرابی، تندیسه
- لیست هوالمطلوب 5 : کریمی ، آفریده، عسکری، فریدونی،فرانک بلکامه
- لیست هوالمطلوب 6 : آفریده، فریدونی، عسکری، فلاحیان، فرانک بلکامه
بسم الله الرحمن الرحيم
انقلابيِ زير لحاف
‹‹ملت عزيز ما كه مبارزان حقيقي و راستين ارزش هاي اسلامي هستند به خوبي دريافته اند كه مبارزه رفاه طلبي سازگار نيست و آنها كه تصور مي كنند مبارزه در راه استقلال و آزادي مستضعفين و محرومان جهان با سرمايه داري و رفاه طلبي منافات ندارد با الفباي مبارزه بيگانه اند و آنهايي هم كه تصور مي كنند سرمايه داران و مرفهان بي درد با نصيحت و پند و اندرز متنبه مي شوند وبه مبارزان راه آزادي پيوسته و يا به آنان كمك مي كنند … ما بايد تمام تلاشمان را بنماييم تا به هر صورتي كه ممكن است خط اصولي دفاع از مستضعفين را حفظ كنيم . صحيفه نور ، ج 20 ، 29/4/67 ، ص 235››
با يكي از بچه طلبه هايي كه ادعاي انقلابي و حزب اللهي و عاشق خون شهدا بودن و آرزوي شهيد شدن دارد، تماس گرفتم. يكي دورروز بود از راهيان نور بازگشته بود. گفتم امشب به يك نفر براي نصب پرده هاي جلسات انتخابات نياز داريم. (مي دانست ما براي كسي كار نمي كنيم و كارمان فقط فرهنگ سازي و ايجاد يكي فضاي نقادانه د انتخابات است.) پاي كار هستي؟ من و مني كرد، نفسي كشيدو گفت : چند ساعت طول مي كشد؟ گفتم شايد دو ساعت. گفت : امشب شيخ حسين انصاريان مهمان ماست و بايد با خانواده همسرم و ايشان به باغ برويم. 12 شب برمي گردم. دير نيست؟ تلفن را قطع كردم. يك نفر ديگر را هماهنگ كرديم. ساعت نزديك يازده دوباره تماس گرفت. ماتوي راهيم، 12 مي رسيم. دير نيست؟ دوباره تلفن را قطع كردم...
‹‹در طول اين نهضت ، اشخاصي را [ديدم ، ] بسيار هم مردم نماز خوان و ملا و معتبرو اينها [بودند، ] لكن در همان يورش اول كه سازمان امنيت برد و يك دسته اي را اذيت كرد و زد، راحت طلبي را برداشتند و انتخاب كردند و كنار نشستند؛ حالا يا ساكت كنارنشستند يا بعضي هم ساكت نشدند و كنار نشستند؛ يعني ، موافقت كردند با دستگاه.صحيفه امام جلد 14 صفحه 520 ››
[اما]‹‹اين دسته اي كه خودشان را از اول مهيا كردند براي مقابله ؛ مقابله با ظلم ، اين دسته از اول توجه به اين معنا داشتند كه اين مقابله زحمت دارد، اين مقابله شهادت دارد، اين مقابله حبس دارد. اينها در حبس هم بعضيشان مي رفتند و آن زجرها را مي كشيدند، قدمشان كه از حبس بيرون مي آمد، مي رفتند سراغ باز مقابله ؛ براي اينكه اين يك مكتبي بود و يك خطي بود؛ خطي كه ترسيمش را انبيا از صدر عالم كرده اند؛ آن انبيايي كه در آتش سوزاندند آنها را و اره كردند آنها را و آنها اگر مي خواستند كه آن خط خودشان رامنحرف كنند، خيلي هم محترم بودند. صحيفه امام جلد 14 صفحه 520››
عاقبت زنجير ما را چون كلاف بافت محكم اين عمو زنجير باف
بافت محكم اين عمو زنجير باف بعد از آن افكند پشت كوه قاف
برّه ها! فكري براي خود كنيد چون شبان و گرگ كردند ائتلاف
اينك اين ماييم ؛ نعشي نيمه جان كركسان گِردِ سر ما در طواف
ما ضعيفان تا چه مُرداري كنيم پهلوانان را كه اينجا رفت ناف
آن يكي صد فخر دارد بر كلاه گرچه بي شلوار شد روز مصاف
آن يكي ديگر به آواز بلند حرف حق را گفت ، اما در لحاف
آن يكي ديگر به صد مردانگي مي كند تا صبح ، عين و شين و قاف
آن دگر مانده است تا روشن شود فرق آب مطلق و آب مضاف
كارگاه آسمان تعطيل باد تا كه برگردد جناب از اعتكاف
الغرض مثل برنج تازه دم در چلو صاف كَسان گشتيم صاف
جهد مردان عمل كاري نكرد مرحبا بر همت مردان لاف
محمد كاظم كاظمي
بسم الله الرحمن الرحیم
رفتار انتخاباتی
اپیزود اول – یکی از رفقای نزدیک و حزب اللهی بعد از اینکه دو نفری، کاندیدا شده بودیم، آمد سراغم. گفت : عزیز من برای اینکه رأی بیاوری، یک ماه باید دینو فراموش کنی. این چیزا دست و پا گیرن.
اپیزود دوم - ظهربا سعید آقا راه افتادیم. مثل همیشه ساکت و توی فکر بود. سعی می کردم با گزارش کارهای روزهای گذشته، توجهش را جلب کنم. اما انگار نه انگار. رسیدیم به مسجد جامع قلعه ساختمان یا همان شهرک شهید رجایی ـ یکی از بامسما ترین اسامی شهرـ مسجد هنوز مثل حالا تعمیر و سنگ کاری نشده بود. قدیمی و کهنه ساز. حدود 30 نفر نمازگزار و بیشتر پیرمرد توی مسجد بودند. نماز که تمام شد، نصف جمعیت رفتند و ماندند چند پیرمرد ویکی دو تا از بچه هایی که جلسه را هماهنگ کرده بودند. بعد از نماز یکی از همانها بلند شدو گفت : امروز درخدمت آقای دکتر جلیلی کاندیدای انتخابات مجلس هستیم. به دور و بر نگاه کردم. به فکرم رسید که از سعید آقا بخواهم جلسه را بی خیال شویم و برویم یک جای دیگر. اما او با اعتماد به نفس بلند شد و مقابل مردم آمد و انگار جمعیت و ترکیبشان اهمیتی ندارند و درحال سخنرانی برای جمعیت زیادی است، شروع کرد به صحبت و 20 دقیقه همان مطالب همیشگیش در رابطه با حیات طیبه و انتخابات آگاهانه و دیگر مسائل متفاوت با سطح ظاهری جلسه را گفت و نشست. باز هم با طمأ نینه و آرامشی عجیب. یکی دو جوان چند سؤال پرسیدند و سعید آقا به همان شکل جواب داد و همه باهم بیرون آمدیم. از یکی دیگر از بچه ها شنیدم که سعید آقا جلسه ای را فقط یک نفر به همین شیوه برگزار کرده است.
اپیزود سوم – آقای کاندیدا راه افتاده بود توی محلات پایین شهر و روستاها. هرجا که می رفت می پرسید: ببینم مشکلتان چیست؟ بگوئید من حلش می کنم. مردم مشکلاتشان را می گفتند : سقف مسجدمان خراب شده، مدرسه تلویزیون ندارد، هیئتمان اکو ندارد و ...
آقا هم دستور می داد که بلا فاصله چکش را بنویسند و مشکل را حل کنند. آقا رأی نیاورد و با کوهی ازچکهای برگشتی رفت زندان.
بسم الله الرحمن الرحيم
مجلس را به ورزشگاه آزادي ببريد
"رسول خادم با رأي مردم تهران بعنوان نماينده شوراي شهر انتخاب شد."
"امير خادم همراه با ليست اصولگرايان به مجلس راه يافت"
" شوراي شهر ورزشي، رسول خادم، عليرضا دبير و هادي ساعي در شوراي شهر"
" حميد سجادي، محمد مايلي كهن، پژمان درستكار، امير عفراتي، غلامرضا محمدي، ايوب بني نصرت، كانديدا شدند و شايعه حضور علي دايي، حسين رضازاده و مجيد خدايي هم بگوش مي رسد."
چه اتفاقي افتاده است كه با گذشت 30 سال از انقلاب، مردم بيش از اينكه به چهره هاي سياسي و فرهنگي و آنها كه واقعاً به درد مجلس مي خورند اعتماد كنند، به چهره هايي رو مي آورند كه تنها مشخصه شان اينست كه بيشتر از ديگران جلوي چشم و توي ويترين رسانه ها بوده اند. يعني ما به اين اندازه ناتوان شده ايم؟ دليل اين رويكرد چيست؟ به نظر من ريشه همه اين اتفاقات و حضور چهره هاي بي خاصيت،(بعنوان مثال هادي ساعي با وجود گذشت چند ماه از شروع به كار شوراي شهر تهران هنوز در اردوي تيم ملي تكواندو است و خود را براي المپيك آماده مي كند!!!!) در كليدي ترين پستهاي نظام را بايد در عدم فرهنگ سازي صحيح انتخاباتي جستجو كرد. وقتي فرصت شناخت مردم در انتخاباتهاي مختلف چيزي حدود ده روز است. وقتي فقط جناحهاي سياسي بر امواج انتخابات و بر دوش مردم سوار مي شوند. وقتي مردم ناكارآمدي كساني را كه در قالب اين ليستها رأي آورده اند، مي بينند. وقتي تنها ملاك و راه براي رأي آوردن، پررويي و فساد انتخاباتي و خرجهاي كلان است. و قتي نهادهايي مثل بسيج از اعتماد مردم سوء استفاده مي كنند و بعنوان عمله سياسي براي جناحهاي سياسي سينه سپر مي كنند. و بعد از چند دوره معلوم مي شود كه دليل اين سينه سپر كردنها، نان به قرض دادنها بوده است و هزاران دليل ديگري كه امكان برگزاري يك انتخاب سالم را از مردم گرفته است. البته اين اتفاقات در آمريكا هم كه سمبل برگزاري انتخابات در غرب است افتاده است. انتخاب ريگان ( هنرپيشه نه چندان خوش نام ) بعنوان رئيس جمهور آمريكا و انتخاب آرنولد شوآرتزنگر( هنر پيشه اكشن آمريكايي) بعنوان فرماندار كاليفرنيا.
بسم الله الرحمن الرحيم
سكولاريزم در كنار يك رهبر انقلابي
پرده اول – مأمون از امام رضا براي خواندن نماز عيد دعوت كرده است. همه امرا و بزرگان با خدم وحشم و يال و كوپال و زرق وبرق بيرون خانه، منتظر امامند. كنارشان مردم فقير و پابرهنه هم حضور دارند. امام بيرون مي آيند. پا و سر برهنه، لبه ردا را بالازده، و مانند همان پابرهنه هاي منتظر، حركت مي كنند. امراي پرزرق و برق، فطرتشان نهيب مي زنند. بعضي ها سريف لباسها را بيرون مي آورند. بعضي ديگر از فرط هيجان و خجلت، بند چكمه ها را با خنجر پاره مي كنند و خود را از اسبها به زمين مي اندازند و بدنبال امام حركت مي كنند. يك انقلاب به رهبري امام انقلابي شيعيان در حال وقوع است... بايد چاره اي كرد...
پرده دوم - ازجلوي در كه وارد مي شويم، هرروز تابلويي به چشم مي خورد :
- نمايشگاه كتابهاي پيش از 1320
- نمايشگاه تمبرهاي قديمي
- نمايشگاه قرآنهاي خطي
- نمايشگاه اسناد مالي 50 سال اخير
- نمايشگاه عكسهاي قديمي حرم
توي سالن كتابخانه كه راه مي روي، عكس استاد محمد تقي شريعتي، شيخ محمود حلبي، حاج حسين ملك، رهبر انقلاب و... دهها چهره مثبت منفي ديگر با سابقه و پيشينه متفاوت و فقط با اشتراك يك وجه و آنهم اهداي كتب خطي به كتابخانه آستانقدس به چشم مي خورد. اثري از روحيات و حالات و ادبيات و هنر يك انقلاب نوپا يا حداقل خصوصيات انقلابي صاحب اين تشكيلات به چشم نمي خورد. سي سال از انقلاب و تولبت نماينده ولي فقيه از آستانقدس رضوي گذشت، اما سكولاريسم فرهنگي در همه بخشها و بخصوص در مديريت كتابخانه مركزي آستانقدس، همچنان باقيست. با اين وجود كه بجز توليت، مدير كتابخانه هم جزو انقلابيون با سابقه و تحصيل كرده مشهد بوده است. يا آقايان پير شده اند و يا دستهاي در كار روز بروز جوانتر مي شوند و يا هردو!
بسم الله الرحمن الرحيم
مصاحبه امام خميني با نماينده "الفتح "
19 مهر 1347 / 18 رجب 1388 - نجف
[اكنون كه دست صهيونيسم در كليه شئون حياتي ايران مسلمان نفوذ كرده است به نظر حضرتعالي اساسي ترين راهي كه ملت مسلمان ايران براي قطع دست اسرائيل در ايران بايد به آن دست بزند چه مي باشد؟ تا در نتيجه برادران ايراني ما هم بتوانند با پيكار جويان فلسطين همگام گردند. ]
-بسم الله الرحمن الرحيم . راه اساسي اين است كه مردم مسلمان ايران داد و ستد خود را باايادي صهيونيسم و ديگر عوامل استعمار كه در ايران هستند قطع كنند و از لحاظ مادي وروحي آنان را در فشار بگذارند و تمام روزنه هاي حياتي را بر آنان تنگ سازند و خلاصه عليه آنان به نبرد اقتصادي دست بزنند و نيز در ديگر زمينه ها با آنان مبارزه كنند تاسرانجام مجبور شوند كليه روابط خود را با ايران و خلق مسلمان آن قطع نمايند و درنتيجه ملت ايران بتواند همه امكانات مادي و معنوي خود را در اختيار مجاهدان فلسطين بگذارند.
در شرايط اسف انگيز فعلي بر هر مسلماني لازم است كه كليه نيروهاي خويش را براي آزاد كردن سرزمينهاي اشغال شده و انتقام از اشغالگران به كار گيرند. "والله ولي التوفيق "،و جاي ترديد نيست كه وظيفه يك نفر مسلماني كه در دورترين نقطه هاي جهان به سرمي برد همان وظيفه اي است كه خلق مسلمان فلسطين امروز به آن مسئول است ، مسلمانان به مثابه دست واحدند و همه در مسئوليت عمومي يكسانند. تفرقه جويي و نژادپرستي در كار نيست و بين ملتهاي اسلامي هيچ گونه امتيازي وجود ندارد، جز تقوا وپرهيزگاري ، گراميترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست . حسبناالله و نعم الوكيل .
بسم الله الرحمن الرحيم
براي تقويت دينبراي كاري رفته بودم «دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم – دفتر مشهد» با كسي قرار داشتم. گفته بود : «ساعت كار ما از 7 صبح است.» با كلي ناراحتي كه چرا دير كرده ام، ساعت 7:40 دقيقه دستگيره اتاقش را فشار دادم. قفل بود. ازآبدارچي سؤال كردم؟ گفت «طبقه پايين روضه است. آنجا هستند. » رفتم طبقه پايين. روضه برقرار بود. كنار نمازخانه، توي غذاخوري را نگاه كردم. ميزها پر و پشت ميزها هم پرتر از كارمندان و بساط صبحانه خوري به راه. رفتم تو. «به ... به.. آقا شما اينجا هستيد؟ شما كه گفته بوديد، ساعت كار هفت است. الآن ساعت 8 است و شما هنوز اينجائيد؟» با دهن پر نگاهي كرد و توي رودربايستي، صبحانه را نيمه كاره رها كرد و با هم به اتاق رفتيم. «لطف كنيد طبقه پايين از يك برگ فتوكپي تهيه كنيد، بعد من درخدمتم» گفتم دبيرخانه؟ مگر آنها روضه نيستند؟ «نه حاج آقا، آنها كار را تعطيل نمي كنند. هميشه بازند». پايين رفتم. اينبار آبدارچي طبقه دوم همان جمله آبدارچي بالايي را تكرار كرد. «طبقه پايين روضه است.» كي مي آيند؟« 8:30 ... 9» حالا چه عجله اي داريد؟!
ساعت 8:40 دبيرخانه :
«طبق ظوابط ما فتوكپي شخصي نمي گيريم». كلي صغرا و كبرا كردم كه بابا من يك ساعت است معطل شما هستم و... كپي را گرفت. پرسيدم : «شما براساس همين ضوابط يك ساعت ونيم كار مردم را معطل كرده ايد؟ قانون به شما اين اجازه را داده؟ مسؤولتان؟ در سخنان رهبرچيزي ديده ايد كه مانديده ايم؟ يا كس ديگري؟ مگر رهبر بارها نگفته اند به هيچ دليلي در ساعت اداري نمي توان كار را تعطيل كرد؟» نگاه عاقل اندر سفيهي به من كرد. انگار چوپاني به بزغاله اش نگاه مي كند.« براي تقويت دين اين كارها لازمه!» منهم نگاهش را همانطور جواب دادم. كپي را گرفتم و برگشتم. آنطرف راهرو روي يك تابلوي زيبا نوشته بود : «دفتر تبليغات به نظر من نماد روشنفكري حوزه است.مقام معظم رهبري»
بسم الله الرحمن الرحيم
امام حسين عليه السلام : لواي مارا دو گروه مي توانند بردوش گيرند :
اهل بصيرت و اهل صبر.
بسم الله الرحمن الرحیم
معماری اسلامی یا معماری آمریکایی
معماری از آن هنرهاست که بیش از دیگران به اسلام نسبتش می دهند و در سایه دین هر بنا و تزیین و تجملی را توجیه می کنند. طاقهای اسلامی، گنبدهای اسلامی، گلدسته های اسلامی، کاشی های اسلامی ، آینه کاریهای اسلامی، طلا کاریهای اسلامی و ... این تعابیر و افراطها را ما مشهدیها بیشتر در حرم امام رضا دیده ایم. میلیاردها تومان مخارج ساخت و ساز در حریم رضوی به بهانه ایجاد سازه هایی به اصطلاح اسلامی که اگر تحقیق دقیقتری انجام دهیم، بیشترشان نه اسلامی است و نه حتی مؤلفه های معماری سنتی ایرانی را رعایت کرده است. به صحن جامع رضوی نگاه کنید. ازسنگ گرانقیمت کف که هرسال دهها نفر را در فصل زمستان راهی بیمارستان می کند تا گلدسته های بتنی بی قواره ای که ازتفاع قالبش تقليد از مصلاي امام خميني است. و پایه های چراغی که مثل علفهای هرز در بیابان روییده اند. به اینهمه اضافه کنید گچبریها وآینه کاریها و طلا کاریهای پرهزینه جای جای حرم را که از ثروتمند تر بودن امام رضا(ع) نسبت به بقیه حکایت دارد. من مخالف هنر و زيبايي و معماري نيستم اما اسلام دين اولويتهاست. من در این مدت دو حرم دیگر راهم دیده ام که سادگی تزییناتش بسیار لذت بخش تر ازتجملات حرم امام رضا (ع) ست. حرم شهید مدرس در کاشمر را هم آستانه قدس رضوی ساخته است. و خوشبختانه به خاطر کم بودن نذورات آنجا، به تزییناتی با گچ اکتفا کرده است. دیگری رواق امام خمینی حرم حضرت معصومه (س)است. تزییناتی بسیار زیبا فقط با گچ و نه آینه و طلا و نقره و... ــ البته به شرط اینکه مسؤولان آستان قدس رضوي به فکر كمك مالي براي طلاکاری آنها نیفتند ــ سؤال اينجاست که وقتی در چند صد متری حرم پرطلای امام رضا مردم برای احتیاجات اولیه اشان مانده اند، آیا جایی برای این اسرافها وجود دارد؟! چطور ما از این مردم نجیب توقع دینداری داریم؟! پیام امام خميني در جواب رهبر انقلاب و آقاي هاشمي رفسنجاني درمورد ساخت مصلای تهران را بیاد دارید؟« ان شاءالله در كنار ساختن مصلاي تهران، در ساختن بينش كفر ستيزي مسلمانان موفق باشيد. ضمناً سادگي مصلا بايد يادآور سادگي محل عبادت مسلمانان صدر اسلام باشد. وشديداً از زرق وبرق ساختمانهاي مساجد اسلام آمريكايي جلوگيري شود. خداوند تمامي دست اندركاران برپا كننده مساجدالله را تأييد فرمايد.»